5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰اونی که از همه بیشتر ایرانیه!
🔹 نگو هرکول، بگو رستم، بگو سهراب!
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
944.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 هیچ زمانی مانند امروز مواضع دیپلماسی و میدان ما یکی نبوده اند!
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
🖤احمدآقا
🔻بیایید چند خاطره را با هم مرور کنیم؛ نه برای نوشتن، بلکه برای مرامی که دیدنی است و به خاک سپرده نمی شود. و شاید دست آخر بشود آن «یک کلمه آخر» را گفت.
🔸یکم.
گفت: «چند دقیقه صبر کن، بروم میوه بگیرم.»
بازار میوه و ترهبار شهرک غرب بود. همراهی رفت با او، اما زود برگشت؛ فقط دو کیسه کوچک، شاید یکی دو کیلویی؛ سیب و نارنگی. بعدها همان همراه گفت احمدآقا میگشت تا کوچکترینها را بردارد. میگفت: «در خرید، جوری جمع نکنیم که به دیگران نرسد.» انگار عدالت برایش از همان سبد میوه آغاز میشد.
🔸دوم.
روزی بسیار خسته بود. درهمریخته و خاموش. پرسیدم: «اتفاقی افتاده؟»
آرام گفت: «درگیر کار یکی از بچهها هستم، در ماجرای اعتراضات ۹۶ گرفتندش. سنش کم است. مگر چقدر از ماجرا سر در میآورده؟ اشتباه کرده، بگذریم. زندان برود، کی تضمین میدهد بهتر شود؟»
بعد آه کشید و گفت: «کاش آن قاضی که زندان بریده، یک روز خودش طعم زندان را بچشد، بفهمد چه میگذرد آنجا...»
اولین بار بود احمدآقا را اینگونه دلخور و گرفته میدیدم.
🔸سوم.
دادگاه «الف» برگزار شده بود. من سردبیر بودم. با هم رفتیم. دادستان اعتراض کرده بود به کامنتهای کاربران؛ تند بودند، گاهی هم دشنام.
وقتی نوبت احمدآقا رسید، پشت تریبون رفت و گفت:
«وقتی در صف نان ایستادهاید، گرسنه و خسته، ممکن است داد بزنید: سه ساعته ایستادهام، در حالی که نیم ساعت بیشتر نبوده. نه خودت قصد دروغ داشتی، نه نانوا تو را دروغگو میداند. فشار است که زبان را تند میکند. کامنت هم گاهی فریاد یک دل در تنگناست. بگذارید بگوید. خالی شود. مدارا کنیم...»
🔸چهارم.
جلسه شورای سیاستگذاری الف بود. جمع بزرگی از اهل فکر و سیاست حاضر بودند. موضوعی مورد اختلاف بود. احمدآقا دید که همه مخالفاند، توضیح داد، اما اقناع نشدند. آخر گفت: «نقدهایتان را منتشر کنید. همینجا. در سایت خودمان. نقد شما خیرخواهی من است.» و منتشر هم شد. در همان الف. با همان صراحت.
🔸پنجم.
یکی از رفقایش که تازه نماینده مجلس شده بود، آمد و گفت: «توصیهای کنید.»
احمدآقا گفت: «فکر کن این آخرین دوره مجلسیست که در آن حضور داری. با این نگاه قیام و قعود کن. همهچیز درست میشود.»
🔸ششم.
با هم در ماشین بودیم. لحظهای بیدقتی، چرخها رفت روی خط عابر پیاده.
گفت: «محسن، مراقب باش. قیامت، باید حتی برای همین هم جواب بدهیم. این خط، حقالناس است.»
🔸هفتم.
نقدی نوشته بود. تند، محکم. بعد فهمید اطلاعاتش ناقص بوده. شش ماه وقت گذاشت، اسناد را خط به خط خواند. بعد نوشت: «اشتباه کردم.»
صریح، بدون توجیه. گفت: «وقتی دانستم ناحق نوشتهام، فقط یک راه مانده بود: عذرخواهی.»
🔸هشتم.
در دولت احمدینژاد، تصمیمی سخت اما درست در پیش بود. همه میدانستند لازم است، اما هزینه اجتماعیاش بالا بود. هیچکس جلو نمیآمد. احمدآقا گفت: «من دفاع میکنم. فحشش مال من. اما این کار به نفع انقلاب است.»
دفاع کرد. فحشها را هم خورد. اما تصمیم، گرفت و اجرا شد.
🔸نهم.
شنیده بود خانههایی در مسیر سولقان تا امامزاده داوود آسیب دیدهاند. بیهیچ مسئولیتی، تنها رفت. لباسش خاکی شد. ساعاتی ایستاد، پای درد دل مردم. گفت: «همه داراییشان همین خانه است. صدایشان جایی نمیرسد. دردشان تبعیض است. همین که بایستم و گوش بدهم، رواست.»
برگشت و نامهای هم به مسئول مربوطه نوشت.
🔸دهم.
نام امیرالمؤمنین که میآمد، اشکش بیاختیار میریخت؛ چه در مدح، چه در مرثیه.
اما آن روز، در دادگاه، رو به هیئت منصفه ایستاد و گفت: «چطور ممکن است کسی در این کشور، در چنین زمانی، ناگهان و چند شبه میلیاردر شود و کسی سراغش نرود؟»
و صدایش لرزید. بغضش شکست.
🔸یازدهم.
روز وداع با محمد، فرزند عزیزش.
وقتی پیکر محمد را در قبر گذاشتند، احمدآقا مثل کوه ایستاده بود. همانجا میکروفن گرفت و از مرگ گفت. از معاد. از یقین. گفت: «به من گفتند محمد را اینجا دفن کنید. گفتم ما هزینه نداریم. یکی آمد. پدر شهیدی بود. گفت نذر کردهام یک قبر را به محمد بدهم.»
اصرار داشت حتی در این لحظات، تصور تجمل نیاید.
محمد، دوستی داشت؛ محمد ساجدی. او و خانوادهاش در مسیر کربلا تصادف کردند و پر کشیدند.
احمدآقا رفت سر قبرش. همان کسی که کنار مزار پسرش آرام و استوار بود، آنجا بیقرار شد. بر سینه میکوبید.
در یکجا استواریاش تسلّای دوستان بود، در جای دیگر بیقراریاش پناه خانواده مرحوم.
🔻احمدآقا، حریت را ننوشت، زیست.
🔻عدالت را تئوریزه نکرد، زندگی کرد.
🔻مبارزه، سلوک فردی و اجتماعیاش بود.
🔻اشک بر سیدالشهدا را به سیاست امتداد داده بود.
🔻حرف دربارهاش بسیار است.
اما اگر بخواهی همه را در یک کلمه خلاصه کنی، آن کلمه این است:
🖤احمدآقا جوانمرد بود.
جوانمرد.
👌👌روحش شاد. تا قیامت گردن خیلی از جوان های این انقلاب حق خواهد داشت.
✍️#محسن_مهدیان
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 هشدار شهید طهرانچی
🔹بعد از جلسه به مجید شهریاری گفتم فاتحه پروژه خوندهست!
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
39.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 آخرین توصیه های فرمانده شهید
🔹فایل صوتی وصیت نامه سردار سرافراز اسلام سرلشگر شهید امیرعلی حاجیزاده❤️
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰یکی از مهمترین عوامل توفیق ما در جنگ 12 روزه
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تصاویر جدید از برخورد موشکهای ایران به پالایشگاه حیفا
🔹طبق گزارش تلویزیون اسرائیل، برخورد موشک ایران به نیروگاه حیفا، باعث شد پالایشگاه بزان بهطور کامل از کار بیفتد. این کارخانه یکی از تنها دو پالایشگاه اسرائیل است که بنزین، گازوئیل، سوخت جت هواپیما و حتی گاز آشپزی خانگی تولید میکرد.
🔸وزارت انرژی رژیم هشدار داده اگر در آینده نزدیک تعمیرات انجام نشود، سوختی برای آمبولانسها، کامیونهای یخچالدار، اتوبوسها و حتی کامیونهای ارتش وجود نخواهد داشت.
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 اینجا مرز مصر با فلسطین اشغالی است ...😔
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
🔰 نتیجه بیتوجّهی، بیاهتمامی، بیعملی !😔
🔹از جملهی چیزهایی که خیلی ذهن بنده را مشغول میکند به عنوان یک مسئول، خطاب به حضرت یونس (سلام الله علیه) است که ایشان یک حرکتی انجام دادند که ناشی از یأس و خستگی بود یعنی قومشان به ایشان جواب ندادند؛ آن وقت خدای متعال به این پیغمبر که یک عمر هم در [بین] این جمعیّت زحمت کشیده بود و خستگی برای او معنا نداشت میفرماید: وَذَا النّونِ اِذ ذَهَبَ مُغاضِبًا فَظَنَّ اَن لَن نَقدِرَ عَلَیه؛(انبیاء: 87)
🔹خیال کرد ما به او سخت نخواهیم گرفت؛ نخیر، بر او سخت میگیریم؛ و سخت هم گرفت و آن مجازات کذائی برای جناب یونس به وجود آمد.
🔹بنده غالباً وقتی که احساس بیعملی میکنم -چه در خودم، چه در دیگران، چه در مسئولین- به یاد این [آیه] میافتم که «فَظَنَّ اَن لَن نَقدِرَ عَلَیه»؛
👌خیال میکنیم که این بیتوجّهی، بیاهتمامی، بیعملی موجب واکنش تند از طرف حضرت باریتعالی (جلّ جلاله) نخواهد شد؛ چرا، خواهد شد؛
🔹یعنی این معنا عملیّاتی میشود برای ما، عینی میشود و خودش را نشان میدهد.
#حکیم_انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری ۱۳۹۹/۱۲/۰۴
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj