🖤احمدآقا
🔻بیایید چند خاطره را با هم مرور کنیم؛ نه برای نوشتن، بلکه برای مرامی که دیدنی است و به خاک سپرده نمی شود. و شاید دست آخر بشود آن «یک کلمه آخر» را گفت.
🔸یکم.
گفت: «چند دقیقه صبر کن، بروم میوه بگیرم.»
بازار میوه و ترهبار شهرک غرب بود. همراهی رفت با او، اما زود برگشت؛ فقط دو کیسه کوچک، شاید یکی دو کیلویی؛ سیب و نارنگی. بعدها همان همراه گفت احمدآقا میگشت تا کوچکترینها را بردارد. میگفت: «در خرید، جوری جمع نکنیم که به دیگران نرسد.» انگار عدالت برایش از همان سبد میوه آغاز میشد.
🔸دوم.
روزی بسیار خسته بود. درهمریخته و خاموش. پرسیدم: «اتفاقی افتاده؟»
آرام گفت: «درگیر کار یکی از بچهها هستم، در ماجرای اعتراضات ۹۶ گرفتندش. سنش کم است. مگر چقدر از ماجرا سر در میآورده؟ اشتباه کرده، بگذریم. زندان برود، کی تضمین میدهد بهتر شود؟»
بعد آه کشید و گفت: «کاش آن قاضی که زندان بریده، یک روز خودش طعم زندان را بچشد، بفهمد چه میگذرد آنجا...»
اولین بار بود احمدآقا را اینگونه دلخور و گرفته میدیدم.
🔸سوم.
دادگاه «الف» برگزار شده بود. من سردبیر بودم. با هم رفتیم. دادستان اعتراض کرده بود به کامنتهای کاربران؛ تند بودند، گاهی هم دشنام.
وقتی نوبت احمدآقا رسید، پشت تریبون رفت و گفت:
«وقتی در صف نان ایستادهاید، گرسنه و خسته، ممکن است داد بزنید: سه ساعته ایستادهام، در حالی که نیم ساعت بیشتر نبوده. نه خودت قصد دروغ داشتی، نه نانوا تو را دروغگو میداند. فشار است که زبان را تند میکند. کامنت هم گاهی فریاد یک دل در تنگناست. بگذارید بگوید. خالی شود. مدارا کنیم...»
🔸چهارم.
جلسه شورای سیاستگذاری الف بود. جمع بزرگی از اهل فکر و سیاست حاضر بودند. موضوعی مورد اختلاف بود. احمدآقا دید که همه مخالفاند، توضیح داد، اما اقناع نشدند. آخر گفت: «نقدهایتان را منتشر کنید. همینجا. در سایت خودمان. نقد شما خیرخواهی من است.» و منتشر هم شد. در همان الف. با همان صراحت.
🔸پنجم.
یکی از رفقایش که تازه نماینده مجلس شده بود، آمد و گفت: «توصیهای کنید.»
احمدآقا گفت: «فکر کن این آخرین دوره مجلسیست که در آن حضور داری. با این نگاه قیام و قعود کن. همهچیز درست میشود.»
🔸ششم.
با هم در ماشین بودیم. لحظهای بیدقتی، چرخها رفت روی خط عابر پیاده.
گفت: «محسن، مراقب باش. قیامت، باید حتی برای همین هم جواب بدهیم. این خط، حقالناس است.»
🔸هفتم.
نقدی نوشته بود. تند، محکم. بعد فهمید اطلاعاتش ناقص بوده. شش ماه وقت گذاشت، اسناد را خط به خط خواند. بعد نوشت: «اشتباه کردم.»
صریح، بدون توجیه. گفت: «وقتی دانستم ناحق نوشتهام، فقط یک راه مانده بود: عذرخواهی.»
🔸هشتم.
در دولت احمدینژاد، تصمیمی سخت اما درست در پیش بود. همه میدانستند لازم است، اما هزینه اجتماعیاش بالا بود. هیچکس جلو نمیآمد. احمدآقا گفت: «من دفاع میکنم. فحشش مال من. اما این کار به نفع انقلاب است.»
دفاع کرد. فحشها را هم خورد. اما تصمیم، گرفت و اجرا شد.
🔸نهم.
شنیده بود خانههایی در مسیر سولقان تا امامزاده داوود آسیب دیدهاند. بیهیچ مسئولیتی، تنها رفت. لباسش خاکی شد. ساعاتی ایستاد، پای درد دل مردم. گفت: «همه داراییشان همین خانه است. صدایشان جایی نمیرسد. دردشان تبعیض است. همین که بایستم و گوش بدهم، رواست.»
برگشت و نامهای هم به مسئول مربوطه نوشت.
🔸دهم.
نام امیرالمؤمنین که میآمد، اشکش بیاختیار میریخت؛ چه در مدح، چه در مرثیه.
اما آن روز، در دادگاه، رو به هیئت منصفه ایستاد و گفت: «چطور ممکن است کسی در این کشور، در چنین زمانی، ناگهان و چند شبه میلیاردر شود و کسی سراغش نرود؟»
و صدایش لرزید. بغضش شکست.
🔸یازدهم.
روز وداع با محمد، فرزند عزیزش.
وقتی پیکر محمد را در قبر گذاشتند، احمدآقا مثل کوه ایستاده بود. همانجا میکروفن گرفت و از مرگ گفت. از معاد. از یقین. گفت: «به من گفتند محمد را اینجا دفن کنید. گفتم ما هزینه نداریم. یکی آمد. پدر شهیدی بود. گفت نذر کردهام یک قبر را به محمد بدهم.»
اصرار داشت حتی در این لحظات، تصور تجمل نیاید.
محمد، دوستی داشت؛ محمد ساجدی. او و خانوادهاش در مسیر کربلا تصادف کردند و پر کشیدند.
احمدآقا رفت سر قبرش. همان کسی که کنار مزار پسرش آرام و استوار بود، آنجا بیقرار شد. بر سینه میکوبید.
در یکجا استواریاش تسلّای دوستان بود، در جای دیگر بیقراریاش پناه خانواده مرحوم.
🔻احمدآقا، حریت را ننوشت، زیست.
🔻عدالت را تئوریزه نکرد، زندگی کرد.
🔻مبارزه، سلوک فردی و اجتماعیاش بود.
🔻اشک بر سیدالشهدا را به سیاست امتداد داده بود.
🔻حرف دربارهاش بسیار است.
اما اگر بخواهی همه را در یک کلمه خلاصه کنی، آن کلمه این است:
🖤احمدآقا جوانمرد بود.
جوانمرد.
👌👌روحش شاد. تا قیامت گردن خیلی از جوان های این انقلاب حق خواهد داشت.
✍️#محسن_مهدیان
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 هشدار شهید طهرانچی
🔹بعد از جلسه به مجید شهریاری گفتم فاتحه پروژه خوندهست!
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
39.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 آخرین توصیه های فرمانده شهید
🔹فایل صوتی وصیت نامه سردار سرافراز اسلام سرلشگر شهید امیرعلی حاجیزاده❤️
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰یکی از مهمترین عوامل توفیق ما در جنگ 12 روزه
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تصاویر جدید از برخورد موشکهای ایران به پالایشگاه حیفا
🔹طبق گزارش تلویزیون اسرائیل، برخورد موشک ایران به نیروگاه حیفا، باعث شد پالایشگاه بزان بهطور کامل از کار بیفتد. این کارخانه یکی از تنها دو پالایشگاه اسرائیل است که بنزین، گازوئیل، سوخت جت هواپیما و حتی گاز آشپزی خانگی تولید میکرد.
🔸وزارت انرژی رژیم هشدار داده اگر در آینده نزدیک تعمیرات انجام نشود، سوختی برای آمبولانسها، کامیونهای یخچالدار، اتوبوسها و حتی کامیونهای ارتش وجود نخواهد داشت.
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 اینجا مرز مصر با فلسطین اشغالی است ...😔
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
🔰 نتیجه بیتوجّهی، بیاهتمامی، بیعملی !😔
🔹از جملهی چیزهایی که خیلی ذهن بنده را مشغول میکند به عنوان یک مسئول، خطاب به حضرت یونس (سلام الله علیه) است که ایشان یک حرکتی انجام دادند که ناشی از یأس و خستگی بود یعنی قومشان به ایشان جواب ندادند؛ آن وقت خدای متعال به این پیغمبر که یک عمر هم در [بین] این جمعیّت زحمت کشیده بود و خستگی برای او معنا نداشت میفرماید: وَذَا النّونِ اِذ ذَهَبَ مُغاضِبًا فَظَنَّ اَن لَن نَقدِرَ عَلَیه؛(انبیاء: 87)
🔹خیال کرد ما به او سخت نخواهیم گرفت؛ نخیر، بر او سخت میگیریم؛ و سخت هم گرفت و آن مجازات کذائی برای جناب یونس به وجود آمد.
🔹بنده غالباً وقتی که احساس بیعملی میکنم -چه در خودم، چه در دیگران، چه در مسئولین- به یاد این [آیه] میافتم که «فَظَنَّ اَن لَن نَقدِرَ عَلَیه»؛
👌خیال میکنیم که این بیتوجّهی، بیاهتمامی، بیعملی موجب واکنش تند از طرف حضرت باریتعالی (جلّ جلاله) نخواهد شد؛ چرا، خواهد شد؛
🔹یعنی این معنا عملیّاتی میشود برای ما، عینی میشود و خودش را نشان میدهد.
#حکیم_انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری ۱۳۹۹/۱۲/۰۴
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
🔰اثرات گناه ؛خارج شدن روح معنویت و ضعیف شدن اراده انسان درمبارزات اجتماعی
🔹هر کدام از گناهان، ضربهای به روح انسان، صفای انسانی، معنویت و اعتزاز روحی وارد میآورند و شفّافیت روح انسان را از بین میبرند و آن را کدر میکنند. گناه، آن جنبهی معنویتی را که در انسان است و مایهی تمایز انسان با بقیهی موجودات این عالم مادّه است، از شفّافیت میاندازد و او را به حیوانات و جمادات نزدیک میکند.
🔹گناهان در زندگی انسان، علاوه بر این جنبهی معنوی، عدم موفّقیتهایی را نیز به بار میآورند. بسیاری از میدانهای تحرّک بشری وجود دارد که انسان به خاطر گناهانی که از او سرزده است، در آنها ناکام میشود. اینها البته توجیه علمی و فلسفی و روانی هم دارد؛ صرف تعبّد یا بیان الفاظ نیست. چطور میشود که گناه، انسان را زمینگیر میکند؟ مثلاً در جنگ اُحد، به خاطر کوتاهی و تقصیر جمعی از مسلمین، پیروزی اوّلیه تبدیل به شکست شد. یعنی مسلمین، اوّل پیروز شدند، ولی بعد کماندارانی که باید در شکاف کوه مینشستند و پشت جبهه را نفوذناپذیر میکردند، به طمع غنیمت، سنگر خودشان را رها کردند و به طرف میدان آمدند و دشمن هم از پشت، آنها را دور زد و با یک شبیخون، حملهای غافلگیرانه کرد و مسلمانان را تار و مار نمود. شکست اُحد، از اینجا به وجود آمد.
🔹در سورهی آلعمران، شاید ده، دوازده آیه و یا بیشتر، راجع به همین قضیهی شکست است. چون مسلمانان از نظر روحی بهشدّت متلاطم و ناآرام بودند و این شکست برایشان خیلی سنگین تمام شده بود، آیات قرآن هم آرامششان میداد، هم هدایتشان میکرد و هم به آنها تفهیم مینمود که چه شد شما این شکست را متحمّل شدید و این حادثه از کجا آمد. بعد به این آیهی شریفه میرسد که میفرماید: «انّ الذین تولّوا منکم یوم التقی الجمعان انّما استزلهم الشیطان ببعض ما کسبوا».(۱) یعنی اینکه دیدید عدّهای از شما در جنگ اُحد، پشت به دشمن کردند و تن به شکست دادند، مسألهی اینها از قبل زمینهسازی شده بود. اینها اشکال درونی داشتند. شیطان اینها را به کمک کارهایی که قبلاً کرده بودند، به لغزش وادار کرد. یعنی گناهان قبلی، اثرش را در جبهه ظاهر میکند؛ در جبههی نظامی، در جبههی سیاسی، در مقابله با دشمن، در کار سازندگی، در کار تعلیم و تربیت، آن جایی که استقامت لازم است، آن جایی که فهم و درک دقیق لازم است، آن جایی که انسان باید مثل فولاد بتواند ببرّد و پیش برود و موانع جلوِ او را نگیرد. البته گناهانی که توبهی نصوح و استغفار حقیقی از آنها حاصل نشده باشد.
🔹در همین سوره، آیهی دیگری هست که آن هم به صورت دیگری، همین معنا را بیان میکند.
🔹قرآن میخواهد بگوید، تعجّبی ندارد که شما شکست خوردید و در جبههی جنگ، برایتان مشکلی پیش آمد. از این قبیل مسائل پیش میآید و قبلاً هم پیش آمده است. میفرماید: «و کأین من نبیّ قاتل معه ربیّون کثیر فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل اللَّه و ما ضعفوا و مااستکانوا».(۲) یعنی چه خبر است؟ شما از اینکه در جنگ اُحد، شکستی برایتان پیش آمده است و عدّهای کشته شدهاند، همه متلاطم و ناراحت شدهاید و بعضیها احساس ضعف و یأس میکنید. نه؛ برای پیامبران قبلی هم در میدان جنگ حوادثی پیش میآمد که به خاطر آنچه که پیش میآمد، احساس ضعف و سستی نمیکردند. بعد میفرماید: «و ما کان قولهم الّا أن قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فیامرنا». یعنی در گذشته، وقتی اصحاب و حواریّون پیامبران، در جنگها و حوادث گوناگون، دچار مصیبتی میشدند، روی دعا به جانب پروردگار مینمودند و عرض میکردند: «ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فیامرنا»(۳)؛ خدایا! گناهان و زیادهرویها و بیتوجّهیهایی را که در کار خودمان کردیم، بیامرز. این، در واقع نشان میدهد که حادثه و مصیبت، از آنچه که خود شما با گناهان فراهم کردید، ناشی میشود. این، مسألهی گناهان است.
🔹پس ببینید! گناهانی که انسان انجام میدهد، این تخلّفهای گوناگون، این کارهایی که ناشی از شهوترانی و دنیاطلبی و طمعورزی و حرص ورزیدن به مال دنیا و چسبیدن به مقام دنیا و بخل نسبت به داراییهای موجود در دست آدمی و نیز حسد و حرص و غضب است، به طور قطعی دو اثر در وجود انسان میگذارد: یک اثر، معنوی است که روح را از روحانیت میاندازد، از نورانیت خارج میکند؛ معنویت را در انسان ضعیف میکند و راه رحمت الهی را بر انسان میبندد. اثر دیگر این است که در صحنهی مبارزات اجتماعی، آن جایی که حرکت زندگی احتیاج به پشتکار و مقاومت و نشان دادن اقتدار ارادهی انسان دارد، این گناهان گریبان انسان را میگیرد و اگر عامل دیگری نباشد که این ضعف را جبران کند، انسان را از پا درمیآورد. البته گاهی ممکن است عاملهای دیگری مثل یک صفت و یا کار خوب در انسان باشد که جبران کند. بحث بر سر آن موارد نیست؛ اما گناه، فینفسه اثرش این است.
#حکیم_انقلاب ۱۳۷۵/۱۰/۲۸
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
👈 هفت تکلیف راهبردی
📢 پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت اربعین شهادت جمعی از هممیهنان، سرداران با کفایت نظامی و دانشمندان برجستهی هستهای به شرح زیر منتشر شد.
🖼 بسم الله الرّحمن الرّحیم
✏️ ملت سرافراز ایران!
✏️ چهلمین روز شهادت جمعی از هممیهنان عزیزمان، که در میان آنان سرداران با کفایت نظامی و دانشمندان برجستهی هستهئی بودند، فرا رسید. این ضربه را گروه حاکم خبیث و جنایتکار صهیونی که دشمن رذل و عنود ملت ایران است وارد آورد. بیشک فقدان فرماندهانی چون شهیدان باقری و سلامی و رشید و حاجیزاده و شادمانی و دیگر نظامیان، و دانشمندانی چون شهیدان طهرانچی و عباسی و دیگر دانشمندان، برای هر ملتی سنگین است. اما دشمن ابله و کوتهبین به هدف خود نرسید. آینده نشان خواهد داد که هر دو حرکت نظامی و علمی شتابندهتر از گذشته به سمت افقهای بلند پیش خواهد رفت انشاءالله.
✏️شهیدان ما خود راهی را برگزیده بودند که گمان دستیابی به مرتبهی والای شهادت در آن کم نبود و سرانجام به آنچه آرزوی همهی فداکاران است رسیدند؛ بر آنان گوارا باد؛ امّا ناگواری آن برای ملت ایران بویژه خانوادههای شهیدان و بویژه کسانی که آنان را از نزدیک میشناختند سخت و تلخ و سنگین است.
✏️در این حادثه نقاط درخشانی را نیز بروشنی میتوان دید. اولاً تحمل و صبوری و استحکام روحیهی بازماندگان که در نوع خود جز در تحولات جمهوری اسلامی ایران دیده نشده است. ثانیاً استقامت و ثبات دستگاههای زیر امر شهیدان، که نگذاشتند این ضربهی سنگین، فرصتها را سلب و در حرکت آنان وقفه ایجاد کند. و ثالثاً شکوهِ پایداریِ معجزه آسای ملت ایران که در اتحاد و استحکام روحی و عزم راسخ آنان بر ایستادگیِ یکپارچه در میدان به ظهور رسید. ایران اسلامی در این حادثه یک بار دیگر استواریِ بنیان خود را نشان داد. دشمنان ایران آهن سرد میکوبند.
✏️ایران اسلامی به توفیق الهی روز به روز قویتر خواهد شد باذن الله.
✏️مهم آن است که ما از این حقیقت، و از تکلیفی که از سوی آن بر دوش ماست غفلت نکنیم.
▫️حفظ اتحاد ملی وظیفهی یکایک ما است.
▫️شتاب لازم در پیشرفت دانش و فناوری در همهی بخشها وظیفهی نخبگان علمی است.
▫️حفظ عزت و آبروی کشور و ملت، تکلیف بی اغماض گویندگان و قلمزنان است.
▫️مجهز کردن روزافزون کشور با ابزارهای حراست از امنیت و استقلال ملی، وظیفهی فرماندهان نظامی است.
▫️جدیت و پیگیری و به نتیجه رساندن کارهای کشور وظیفهی همهی دستگاههای مسئول اجرائی است.
▫️هدایت معنوی و نورانی کردن دلها و توصیه به صبر و سکینه و ثبات مردمی وظیفهی حضرات روحانی است.
▫️و حفظ شور و شوق و شعور انقلابی وظیفهی یکایک ما و بویژه جوانان است. خدای عزیز رحیم همگان را موفق بدارد.
✏️درود بر ملت ایران و سلام بر جوانان شهید، بر بانوان و کودکان شهید، و بر همهی شهیدان و داغداران آنان.
والسلام علیکم و رحمةالله
✍ سیّدعلی خامنهای
۳ مرداد ۱۴۰۴
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
🔰 تفاوتهای شاملو و اخوانثالث
🔹خيليها میگفتند شاملو شاعری مدرن است، جهانی است و... اما اخوان شاعری سنتی و قديمیتر است. يك روز اخوان مرا ديد و گفت: «آنهايی كه در وجودشان فرهنگ غربی قوی است، میروند به سراغ شاملو، ولی آنهايی كه ايرانیاند و با فرهنگ سنتی ما الفتی دارند، آنها ما را میپسندند.»
🔹شاملو ساز نمیزد ولی وقتی صدای پيانو، مخصوصاً ملودیهای فرنگی را میشنيد، بیتاب میشد. در خانهاش هم وقتی من رفته بودم، پيانويی را ديدم اما ساز اخوان، تار بود؛ كه گاهی اوقات میآورد و با آن «حال»ی میكرد. زن اخوان يك زن كاملاً سنتی بود كه مثلاً از پشت پرده چای را میداد اما زن شاملو نه تنها يك زن امروزی بود، بلكه مسيحی هم بود.
🔹اخوان ثالث كبوتر داشت. كبوتر هوا نمیكرد ولی دوست داشت گوشه حياطش هميشه دو سه تا كبوتر باشد اما شاملو سگ داشت. به ديوار خانه اخوان، كشكول و تبرزين و وسايل درويشی آويزان بود اما در خانه شاملو، تابلوهای فرنگی ديده میشد. اخوان عشق به «قهوهخانه» داشت اما شاملو به جاهایی مثل «كافه ريويرا» میرفت كه مدرن و امروزی بود. اخوان همهاش جستوجوگر فرهنگ و گذشته ما بود اما شاملو دنبال ادبيات غرب بود.
#حسن_پستا
روزنامه انتخاب
شماره ۴۰۱.
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj