هدایت شده از "هُرم آتشین خیال"
یک ماه پیش این روزها، هنوز بسیاری از جوانان خفته در خاک زنده بودند؛ میخندیدند؛ مادران هنوز قربانصدقه شیرپسرها میرفتند؛ دختران جوان در گوش مردانشان زمزمه میکردند که: "توروخدا مواظب باش"؛ بچهها برای باباها شیرینزبانی میکردند. یک ماه پیش هنوز کرکره بسیاری کسب و کارها بالا بود؛ مغازهها با جنسهایشان یکجا نسوخته بودند؛ ماشینهایی که با هزار قسط و قرض خریده شده بودند بیگناه آتش نگرفته بودند؛ داروخانهها و فروشگاههای زنجیرهای و بانکها ایستاده و همچون همیشه فعال بودند و خاکستر نبودند؛ کسب و کارهای اینترنتی نابود نشده بودند؛ حجلهها بر سر کوچهها نبودند؛ یک ماه پیش هنوز فراخوانِ مرگ از بیرون مرزها نیامده بود؛ هنوز طمعِ بازگشت یک نفر چند هزار بیگناه را به کشتن نداده بود.
حیف از این همه؛ حیف از وطن!..