هی میام تایپ میکنم چیزی بنویسم و پیدا نمیکنم ، کلمه ای رو پیدا نمی کنم برای توصیف این غم
دارم غذا میخورم یهو یادم میوفته
فیلم میبینم یهو یادم میفته
مسواک میزنم یهو یادم میوفته
عادی دارم راه میرم یهو یادم میوفته چه کسیو از دست دادم
از خواب که بیدار میشم اول از همه با خودم میگم کاش خواب بوده باشه
گوشیمو سریع بر میدارم چک میکنم که شاید این یه خواب بوده باشه .
ولی من چرا از این خواب بلند نمیشم ؟
چرا کم کم دارم باور می کنم؟
چرا دارم عادت میکنم ؟ چرا وقتی عکس و فیلمی از اقا میبینم سریع قلبم مچاله میشه؟
ولی هنوزم تو مغزم نمی گُنجه هنوزم نیاز دارم به زمان که باورش کنم ، هنوزم ایشونو حس میکنم و فکر میکنم پیشمونن و مطمئنم که اینجان کنار ما هستن و مراقب ما هستن .
هدایت شده از دریای مواج~
نتونستم برم بیرون و واقعا دلم میخواد بمیرم.
هدایت شده از # قدقد
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"گاهیاوقات شک میکنم که اینا ایرانیان؟!"
●•@ghodghod .
هدایت شده از KHAMENEI.IR
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💗 نور چشم عزیز
🌷 زهرا محمدی گلپایگانی کوچکترین نوه رهبر شهید انقلاب اسلامی بود. زهرایِ ۱۴ ماهه دهم اسفند ۱۴۰۳ این قرآن را از پدربزرگ هدیه گرفت. او نهم اسفند ۱۴۰۴ در کنار حضرت آیتالله العظمی خامنهای (رضوان الله علیه) شهید شد. این قرآن در محل شهادتشان یافت شده است.
🖼 حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای در ابتدای این قرآن اهدایی به نوه خویش نوشتهاند:
✍ بسم الله الرّحمن الرّحیم
💗 - ولادت نور چشم عزیز زهرا محمدی در ۲۸ آذر ۱۴۰۳ برابر با شانزدهم جمادی الثانیه ۱۴۴۶. سلامت و عافیت و خوشبختی این نوگل زیبا را از خداوند مهربان مسألت میکنم. عمرش دراز و سعادتش پایدار باد
سیّدعلی خامنهای
۴۰۳/۱۲/۱۰
🎨 دریافت نسخه گرافیکی دستخط
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از 𝑯𝒐𝒑𝒆
ما به شهیدانمان نمیگوییم خدانگهدار
بلکه میگوییم به امید دیدار.
به امید دیداری همراه با پیروزی خون بر شمشیر. به امید دیداری در شهادت، به امید دیداری کنارمحبوبان.
هدایت شده از ‹آبینه.›
رهبری معتقد بودن ما با تاریخ کهن ۶ هزارساله عمرا خودمون به یک کشور حقیری مثل امریکا با تاریخ ۳۰۰ ساله بفروشیم اصلا نباید بزاریم برامون تصمیم بگیره؛ ما باید برای اونها تصمیم گیرنده باشیم نه اونها برای ما…
ما ایستادیم چون اصیلیم و در برابر دزدهای حرومزاده اروپایی از اصالت کهنمون دفاع میکنیم!
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
اصلا تقصیر شماست. همهاش تقصیر شماست. شما که به یک لبخند اینطور آدم را گرفتار خودتان میکردید. شما که وقتی همه دنیا ما را تهدید میکرد، آنطور سینه سپر میکردید و انگشت بلند میکردید که اگر به مردم من نگاه چپ کنید، سرزمینتان را با خاک یکسان میکنیم. تقصیر شماست که وقتی ما برای حفظ عزت و اقتدار خودمان به خیابان میآمدیم، با هشتاد و شش سال سن، به احترام ما میایستادید و پیام تشکر میدادید. شما که سالها بود عبا و قبای تازه بر تنتان ندیدیم. شما که حواستان به همه بود. اصلا چرا وقتی آن دختر شهید عمامه را نشان داد و گفت «کلاهتو مامانت خریده؟ میدیش به من؟» به او قول یک کلاه صورتی دخترانه دادید و گفتید این پسرانه است؛ و چند روز بعد با آن همه مشغله، یادتان بود که کلاه را به در خانهشان بفرستید؟ میخواستید ما را اینطور دلبسته خودتان کنید؟ چرا ماهرمضان آنسال آدم فرستادید در خانه همسایههای بیت که بگویید فلانی گفته امشب افطار مهمان مناید و آن زنومردهای متعجب با تیپهای مختلف آمدند و با نان و سبزی پذیرایی کردید و گفتید ببخشید رفت و آمدهای ما زیاد است، شما هم اذیت میشوید. اصلا چرا این را رسانهای نکردید؟ترسیدید تیتر بزنیم دیدار رهبر انقلاب با بچهمحلهایش؟ ولیامر مسلمین جهان چرا باید شب کریسمس ناگهان زنگ خانه مسیحیان را بزند و بگوید مهمان نمیخواهید؟ چرا باید زنگ بزند حال اکبر عبدی را در بیمارستان بپرسد؛ چرا باید دستخط هوشنگ ابتهاج را بشناسد؟ چرا در دیدار رمضانی شاعران، در بیت رهبری برایشان اتاق سیگار تدارک ببینید؟ تقصیر شماست که ما اینطور دلبسته و دیوانه شما شدیم. تقصیر شماست که حالا ما اینطور زمینگیریم. جواب این دلهای شکسته را که میدهد آقای من؟
«مهدی مولایی»
https://eitaa.com/m_molaie110
هدایت شده از ‹آبینه.›
نمیدونم چند روز از جنگ گذشته اما احساس میکنم سالهاست که توی این وضعیتم.