eitaa logo
♡مَنِ‍‌ـــــــــ اُو‌♡
171 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
834 ویدیو
26 فایل
همانا که دل ها فقط با یاد خدا آرام میگیره . https://eitaa.com/hamenin89 لینک چنل مربوط به ناشناس خود کانال🦋 . https://eitaa.com/delgarmbisahel لینک چنل مربوط به ناشناس رمان مأوا☕️ . کاری داشتین در خدمتیم @Nasim_rh_88 @Negar12345n کپی❌️فور فقطط✅
مشاهده در ایتا
دانلود
نصف شبی یکم اکلیلی شیم😭✨🤌🏻 برادران شاکرنژاد و باباشون💘 @mahfel_life فور✓
بریم برای پارت های امروز رمان مأوا 👇🏻
♡مَنِ‍‌ـــــــــ اُو‌♡
#رمان_مأوا #پارت_دوازدهم (از زبان فرشته) زانوهامو بغل کردم و شروع کردم به اشک ریختن خدای من با
بعد جمع کردن چمدانم؛بی میل سوار ماشین شدم بابا که اصلا نگاهم نکرد با مامان خداحافظی کردم و ماشین به راه افتاد بعد چند ساعت تو راه بودن رسیدیم و خسته زنگ در عمه رو زدم خدمتکار در و باز کرد و خوش آمدی گفت عمه با اکراه خوش آمد گفت و بغلم کرد بارها شده بود به روی خودم گفته بود که ما فقط بچه پسر دوست داریم و دختر برامون اهمیتی نداره وارد اتاق مهمان شدم خدا میدونه چطوری باید دوام می‌آوردم توی این خونه با این رفتار عمه (از زبان آرش) عصبی مشتی به در کوبیدم من با داد:یعنی چی که اون دختر نتونستین پیدا کنین؟ ..:اقا بخدا قبل اینکه ما بفهمیم کی به کیه آزاد شده و رفته خودش هم اون تازه اومده بود تو موسسه و از هیچی خبر نداشته من:خفه شو باید اون دختر و برام پیدا کنید برام مهم نیس که از چیزی خبر داشته یا نه من اون دختر و میخوامممم ...:باشه آقا میارمش پیشتون با حرص از اتاق زدم بیرون از چیزی هم خبر نداشته باشه بازم توی موسسه من بوده من میدونم چیکارش کنم اونو نیاز دارم من