eitaa logo
🪖بیسیمچی🪖
1.8هزار دنبال‌کننده
15.8هزار عکس
11.6هزار ویدیو
44 فایل
بیسیمچی سربازان جبهه سایبری پایگاه معراج https://eitaa.com/bisimchi00 با دعوت دوستان خود به بیسیمچی مطالب سیاسی روز را در اختیارشان قرار میدهید دراین یارگیری سیاسی -شهدایی سهیم باشیم اجرتون با شهدا ارتباط با خادم کانال: @Be_donbal_aseman315
مشاهده در ایتا
دانلود
تروفرز بود و اهل کار. فصل پاییز که می شد، بعد از ساعت مدرسه علاوه بر کمک به پدر و مادرم برای کمک به من و جمال هم می آمد. هر سه باهم برای کوچ زنبور عسل می رفتیم. کندوها را از لواسان به گرمابدر و بالعکس می بردیم. کندوها که جاگیر می شد، در کندو را باز می کردیم. وقتی زنبورها از کندو بیرون می آمدند، می گفتم:( کمال باید خیز سه ثانیه بری.) بزرگ تر که شد، بین شوخی هایش می گفت:( جلیل جان، اولین معلم نظامی من شما بودی.) بخشی از کتاب چمروش 🌸 ⭕معلم قرآن سبو کوچک «مسجد سبو کوچک» همان مکانی که در دروان کودکی شهید کمال شیرخانی محلی برای تعلیم و تربیت او بود، در سال‌های پایانی عمر شریفش به محفلی برای آموزش قرآن به کودکان و نوجوانان از سوی شهید تبدیل شده بود. هرچند به خاطر مسائل کاری و مأموریت‌هایی که پیش می‌آمد شهید شیرخانی وقت کمی برای حضور در خانه داشت، ولی از فرصت‌های پیش آمده به نحو احسن استفاده می‌برد و با جمع کردن بچه‌های 7- 6 ساله به آنها قرآن آموزش می‌داد. ⭕ کمال به خاطر درجه و موقعیتی که داشت، می توانست اصلا به منطقه درگیری وارد نشود، اما همیشه می گفت:( من نگاه نمی کنم که چه چیزی در شان منه؟ من نگاه می کنم چه کاری روی زمین مونده و باید انجام بشه، همون کار انجام میدم.) همین اخلاق باعث شده بود که وارد درگیری شود و به عنوان سوغات با خودش چند ترکش ریز بیاورد.