من این شعرو تو کتاب یه شهیدی خوندم که خیلی اینچ به همسرش میگفته
و رفتم پی داستانش :)
خونه منوممبرا!
بزارید داستانشو خلاصه سیتون بگم میگن یه روز مجنون تو صف شیر بوده که لیلی عصبانی میاد ظرفشو میگیره و
کلهمش اینه که
هرچه به ما ز دوست میرسد نِکوست
گیرم که فحش است، ولی دستخط اوست...
خونه منوممبرا!
چیترا حجیه خوشگلم بزار دارم وِر میزنم😭😂 ولِ اونا کن بی توجهی بهترین جوابه🤌🏻
نگو اینجوری . ور رو یه عده دیگه میزنن . شما گل میفرمایید
والا بی توجهی کردیم منتها حالیشون نشد . گفتم یه بار تو روشون بگم شاید بفهمن
خونه منوممبرا!
البته منظورم با همه نیست . همون یه عده ای که میدونن
وگرنه که ممبرای اینجا رو واقعا دوست دارم و باهاشون حال میکنم . نابن ناب🤌✨💖