همه چیز سیاه و سفیده
یا سیاه یا سفید
یا دوست یا دشمن
یا ازش متنفرم یا با تمام وجود دوسش دارم
آنها به من خندیدند چون من متفاوت بودم ؛
من به آنها خندیدم ، چون همه مثل هم بودند.
چشمای آفتابگردون
باز
نگران از ابرا
داد مي زنن اين تنها
طاقت دوري نداره
تا بشه وقتي
"خورشيد"
از دل ابرا پيدا باز
کار
"آفتاب گردون"
انتظاره
انتظاره