معلقم
معلق از علق گرفته شده
علق یعنی مصلوب شدن، به دار آویخته شدن/ به دل دوست داشتن، دلبسته شدن
موسیقیشب.
معلقم معلق از علق گرفته شده علق یعنی مصلوب شدن، به دار آویخته شدن/ به دل دوست داشتن، دلبسته شدن
علاقه هم از علق گرفته شده
پس علاقه به معنای حسی که به دور گردنت طناب دار آویزد و قلبت را به صلّابه کِشد.
موسیقیشب.
يقولون ليلي بالعراق مريضة
فيا ليتني كنت طبيب المداوايا
گفتند رفیقان عراقی که لیلا شده بیمار
ای کاش طبیبی بُدم از بهر مداواش..