eitaa logo
موسیقی‌شب.
173 دنبال‌کننده
639 عکس
116 ویدیو
0 فایل
واژه‌ها در من ماندند و در من مذاب شدند و در آن سرمای زندگی‌سوز، واژه‌ها در وجود من بستند. (من یقین دانستم، پشت دریاها شهری‌ست.) / https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_v7r6jdi&btn=Osean
مشاهده در ایتا
دانلود
موسیقی‌شب.
/ دوم. دخترک دائم مادرش را صدا می‌زنَد، خون در گونه‌هایش دویده و من فکر می‌کنم که شاید چون هوا گرم
/ این رویای کیست که خاک‌مال شده؟ دو زانو می‌نشینم روی خاکِ به توبره کشیده شدهٔ شهر و امیده درحالی که حتی در آغوش تو، خودش را از ترس در بر گرفته بی‌صدا می‌لرزد. می‌ترسم، صدایی شبیه به آمبولانس می‌آید و من فکر می‌کنم که مادر امیده در هفت ثانیه‌ای که دیده یک‌بار دیگر مُرده. به پشتم نگاه می‌کنم، کوچه باریک است و طویل و بوی دود می‌دهد. صدای شیون و گریه می‌شنوم، شاید هم صدای گریه‌های امیده است؟ می‌ترسم دخترک سنکوپ کند، حالاتش را می‌شناسم. صدای یومّا گفتن سلما در ذهنم می‌پیچد و شمار روزهایی که ندیدمش از دستم در می‌رود. چشمانم را می‌بندم و در دلم برای دخترکانی که حتی فاتحه خواندن بلد نبودند اما خیلی زود سیاهِ آرزوهایشان را پوشیدند لالایی می‌خوانم. جلیقه‌ ضدگلوله برای کسانی‌ ساخته شده که از پشت سنگرشان هیچ نمی‌بینند.
هیچی جز گریه برای تو دستمو نمی‌گیره.
دیگه من و Dear diary می‌خوایم از بالای اون برج بپریم پایین
انقدر منتظر شب سوم بودم که الان حس می‌کنم اصلاً توانشو ندارم.
لطفاً امشب هرجا رفتید یا هر مدح و روضه‌ای حتی گوشه اتاقتون شنیدید یادم کنید ولو در حد یک صدم ثانیه (:
نوشتن و روضه‌گفتن‌ و گریه برای تو کار ما نیست دختر کوچک حسین. کاش عرضه میکردیم امشبی را چند دینار شامی به جیب دربان حرامی حرمت که با دشداشه‌ای چرک و ریش‌هایی بلند و شپش‌زده روی صندلی مقابل ورودی لمیده می‌گذاشتیم که فقط دوساعتی چراغ‌های حرم کوچکت را روشن کند. کاش سکه‌ای پر شالش می‌گذاشتیم و از شیعیان دمشق چند عروسک برای حرمت رد می‌کردیم. امشب را نباید تنها و در تاریکی می‌گذراندی عزیزکم. بمیرم برای آن تاریک‌خانه میان بازار دمشق…