موسیقیشب.
/ دوم. دخترک دائم مادرش را صدا میزنَد، خون در گونههایش دویده و من فکر میکنم که شاید چون هوا گرم
/ این رویای کیست که خاکمال شده؟
دو زانو مینشینم روی خاکِ به توبره کشیده شدهٔ شهر و امیده درحالی که حتی در آغوش تو، خودش را از ترس در بر گرفته بیصدا میلرزد.
میترسم، صدایی شبیه به آمبولانس میآید و من فکر میکنم که مادر امیده در هفت ثانیهای که دیده یکبار دیگر مُرده.
به پشتم نگاه میکنم، کوچه باریک است و طویل و بوی دود میدهد.
صدای شیون و گریه میشنوم، شاید هم صدای گریههای امیده است؟
میترسم دخترک سنکوپ کند، حالاتش را میشناسم. صدای یومّا گفتن سلما در ذهنم میپیچد و شمار روزهایی که ندیدمش از دستم در میرود.
چشمانم را میبندم و در دلم برای دخترکانی که حتی فاتحه خواندن بلد نبودند اما خیلی زود سیاهِ آرزوهایشان را پوشیدند لالایی میخوانم.
جلیقه ضدگلوله برای کسانی ساخته شده که از پشت سنگرشان هیچ نمیبینند.
موسیقیشب.
هیچی جز گریه برای تو دستمو نمیگیره.
Mohsen Chavoshi Mohsen Chavoshi - Tekyeye Koochik.mp3
زمان:
حجم:
10.6M
من اشک فرو ریخته از چشم فراتم
بشناس منو، من یکی از گریه کُناتم
لطفاً امشب هرجا رفتید یا هر مدح و روضهای حتی گوشه اتاقتون شنیدید یادم کنید ولو در حد یک صدم ثانیه (:
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
نوشتن و روضهگفتن و گریه برای تو کار ما نیست دختر کوچک حسین. کاش عرضه میکردیم امشبی را چند دینار شامی به جیب دربان حرامی حرمت که با دشداشهای چرک و ریشهایی بلند و شپشزده روی صندلی مقابل ورودی لمیده میگذاشتیم که فقط دوساعتی چراغهای حرم کوچکت را روشن کند. کاش سکهای پر شالش میگذاشتیم و از شیعیان دمشق چند عروسک برای حرمت رد میکردیم. امشب را نباید تنها و در تاریکی میگذراندی عزیزکم. بمیرم برای آن تاریکخانه میان بازار دمشق…