داستان حُزن
این فرسته به حوادث منتهی به سقیفه و بعد آن می پردازد.
قسمت اول : جریان نفاق
در آخرین روز های عمر رسول اکرم صلیالله علیه و آله، کارشکنی هایی در امر پیامبر اتفاق افتاد، گرچه جریان منافقین همواره درحال توطئه بودند، اما در اواخر رسالت پیغمبر این وقایع شدت گرفت.
(به عقیده اهل سنت جریان نفاق که به تصریح قرآن حتی پیامبر نیز برخی از آنان را نمی شناخت و برخی شان از اهل مدینه بودند که به نفاق روی آوردند، یکهو با وفات پیامبر از تاریخ حذف می شوند و تا زمان قتل عثمان فعالیتی ندارند!)
این اتفاقات با ترور نافرجام پیامبر در گردنه هَرشیٰ بعد از جنگ تبوک(سال 9)توسط منافقین قوت گرفت.
بنظر می آید جریان نفاق طمعکار (1)بعد از گسترش اسلام با فتح مکه و، رخداد عام الوفود(2)، و مخصوصا بعد واقعه غدیر از سهم داشتن در جانشینی ناامید شده و این حرکات را انجام دادند.
ادامه دارد ...
__________ پانویس و منابع 📚
📚تاریخ یعقوبی
📚مغازی واقدی
📚تفسیر کشاف
1_حدیثی در کمال الدین می گوید اسلام اولی و دومی از روی طمع و اطلاع آنان از طریق یهود به بالا گرفتن کار پیغمبر بود.
2_سال نهم هجرت سال هیئت ها یا سنة الوفود نام دارد، اشاره به بیعت قبایل شبه جزیره عربستان بعد از فتح مکه و مشاهده قوت اسلام.
#ماجرا_های_ابوبکر_و_رفقا
#سقیفه
آنچه می فرستم
مردک عشق هزاری
یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیرا من التاکدا ان التاکدا کان ظلوما جهولا
آنچه می فرستم
مردک عشق هزاری
من کانال سیاسی داشته باشم باید لحظه ای برخی رو لعن کنم خسته شدم لذا بستیدم
ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
حق نگه دار که من میروم الله معک
تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس
ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک
بگشا پسته خندان و شکرریزی کن
خلق را از دهن خویش مینداز به شک
چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
چون بر حافظ خویشش نگذاری باری
ای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک