Ocean house ? نمیدونپ
~
دراز کشیدم و به شب کویر خیره شدم ، به آن پرده سیاه که کشیده بودند روی همه چیز تا خدا نبیند چه بلایی دارد سرمان میآید.
- عباس معروفی
Ocean house ? نمیدونپ
غیر از کتابخواندن ، دیگر هیچ پناهی نداشتم . چیز دیگری نبود که احترامم را به محیط اطراف برانگیزد و حتی اندکی توجهم را جلب کند.
- داستایفسکی
Ocean house ? نمیدونپ
حتی در اردوگاه مرگ ، انسانها گاهی لبخند میزنند . شاید فقط برای اینکه به خودشان یادآوری کنند هنوز زندهاند.
- الی ویزل