اُقیانوٰس ِآبي𓍢ִ໋
دلِ من اینجوری از دستم رفت که... اولِ اول ازش مثلِ چی بدم میومد! یعنی جوری که.. میدیدمش اصلا بدرفتا
اینم اضافه کنم که
وقتی میدیدمش ناخودآگاه چشمم روش زوم میشد..؛
همه جا انگار تار بود و فقط اون توی صحنه بود:)
و خیلی واضح.. ضربان قلبمو حس میکردم:)
وقتی بزرگا بهم میگن تو تازه جوونی باید جوونی کنی خندم میگیره😅
از اینکه با این سن این همه درد کشیدم، دلم شکست، زجرم دادن، ولم کردن، قولایی که بهم دادنو شکستن، دلمو دزدیدن...
از این چیزا خندم میگیره:)