من خیلی سعی میکنم جدی نگیرم ؛ اما متاسفانه سرم ، موهام ، معدهم ، قفسهسینم ، قلبم و.. خیلی جدی میگیرن .
_میدونی چیه آبی؟ فکر که میکنم، میبینم پیش هرکسی یه شخصیتی دارم. ناخودآگاهه ها، دست خودم نیست و از این بابت خیلی ناراحتم.
دوست دارم خودم باشم؛ خوده خوده واقعیم.. اما نمیدونم.. نمیدونم چرا نمیشه..
گاهی وقتا به خودم میگم، این واقعا تویی؟ همون فاطمه ای که از زندگیش با تمام روزهای بدش لذت میبرد؟ نه.. راستشو بخوای، نیستم.. قلابی شدم.. احساس میکنم پوچم..
کاش بتونم برگردم به سابق.. همون موقعایی که با اینکه کسی رو نداشتم، کسی دوستم نداشت، همه ازم بدشون میومد، بازم از زندگی لذت میبردم. کوچکترین اتفاق منو تا آسمونا خوشحال میکرد.. ببخشید آبی خیلی حرف زدم.
- برای دوست عزیزم، آبی
1405/04/30