「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟻𝟽
꒷⏝꒷
حامی: ماهرخ
ماهرخ: جون؟
حامی: کلافه دستی به صورتم کشیدم
ماهرخم هی ورجه وورجه میرفت
ماهرخ: حامی حواسش نبود
یه قاشق برداشتم سس و مزه کنم🤓
یکم ازش خوردم که
حامی: دیدمت
ماهرخ: چیو دیدی
حامی: از سس خوردی
ماهرخ: تهمت؟
حامی: ماهرخ !
واسه غذاعه
دو دیقه یجا وایستا بزار غذا قابل خوردن بشه
ماهرخ: گگگ
حامی با تمرکز داشت غذارو درست میکرد
منم جدای این که کمک نمیکردم
اذیتم میکردم
دور آشپزخونه رو میگشتم
به همچی ناخنک میزدم
حامی رفت دستشو بشوره
یه پاستا برداشتم
که مچمو گرفت
حامی: دیگه کلافه شده بودم
از کمر بغلش کردم
بلند کردم گذاشتمش رو اُپن
ماهرخ: حااامییییییی
حامی: بسه دیگه
همینجا بشین تکون نخور
ماهرخ: یعنیی چییی میخوام کمک کنمم
حامی: کمککک؟؟
ماهرخ: عاره
حامی: از وقتی اومدی مواد نصف شده
ماهرخ: عهه ولم کن
حامی: ول نمیکنم
بشین همینجا آفرین
ماهرخ: مگه من بچم آخههه؟
حامی: آره بچه ی منی
بشین کارم تموم شه به همچی ناخنک میزنی
ماهرخ: اخم کردم
حامی: شروع شد
ماهرخ: باهام بد حرف میزنییی
حامی: فقط میگم به مواد دست نزنن
که پاستا قابل خوردن بشههه
ماهرخ: اصن من قهرم برو
حامی: ماهرخخ🗿
<یکم بعد ، بعد از ناز کشیدن های حامی و حاضر شدن غذا>
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
هدایت شده از 𝐇𝐚𝐚𝐦𝐢𝐦 𝐋𝐚𝐧𝐝
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دادا برعکس عمل میکنه😂
ادیت جدیدم
#مالک
پایان تا 𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃 𝟸𝟻𝟶
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟻𝟽 ꒷⏝꒷ حامی: ماهرخ ماهرخ: جون؟ حامی: کلافه دستی به صورتم کشیدم ماهرخ
هیش حامی قبلا انقدر بد اخلاق نبودی ها
پایان تا 𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃 𝟸𝟻𝟶
هیش حامی قبلا انقدر بد اخلاق نبودی ها
ماهرخ حرصش میده خووو🦦
خوندممممم کل رمانتو خوندم تند تند پارت بدههههه گلیلیلیلیلیلیلیبیب😭😭😭🛐🛐🛐
پایان تا 𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃 𝟸𝟻𝟶
خوندممممم کل رمانتو خوندم تند تند پارت بدههههه گلیلیلیلیلیلیلیبیب😭😭😭🛐🛐🛐
عرررر قودوووووو باچههههه😭✨️
پایان تا 𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃 𝟸𝟻𝟶
پارت بدمم؟👩🏻🦯
ارههههههههههههههه ۱۰ ، ۱۵ تاااااااا