eitaa logo
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
244 دنبال‌کننده
334 عکس
153 ویدیو
0 فایل
𝑰𝒏 𝑻𝒉𝒆 𝑵𝒂𝒎𝒆 𝑶𝒇 𝑮𝒐𝒅✨; 𝑾𝒆𝒍𝒄𝒐𝒎𝒆 𝑻𝒐 𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑶𝒘𝒏 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍🌝🤏🏻 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍: 𝑩𝒍𝒖𝒆 𝑫𝒆𝒔𝒕𝒊𝒏𝒚 — 𝑪𝒖𝒓𝒓𝒆𝒏𝒕𝒍𝒚 𝑩𝒆𝒊𝒏𝒈 𝑻𝒚𝒑𝒆𝒅💙🕯 𝑶𝒖𝒓 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕: ୨ৎ𝟣𝟦𝟢𝟧/𝟢𝟥/𝟢𝟥 𝑰𝑫: @Pvsetie 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍 𝑳𝒊𝒏𝒌
مشاهده در ایتا
دانلود
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟾𝟺 ꒷⏝꒷ <ایــرانـمـال> حامیم: رسیدیم ماشینو تو پارکینگ پارک کردم و پیاده شدم، رفتم سمت در شاگرد درو واسه ماهرخ باز کردم حامیم: بفرمایید خانوم ماهرخ: ممنونمم حامیم: خواهش میکنم پیاده شد درو بستم و ماشین و قفل کردم حامیم: دستمو گرفتم جلوش حامیم: خب بریم؟ ماهرخ: دستشو گرفتم، بریم __ ماهرخ: داشتیم قدم میزدیم که یهو یادم اومد یه هفته بیشتر تا تولدم نمونده ماهرخ: حامییییی حامیم: جونم؟ ماهرخ: تولدمم، یه هفته بیشتر نمونده حامیم: تازه یادت افتاده؟؟ ماهرخ: آره خب اصن حواسم نبود حامیم: مغز فندوقی🤏🏻 ماهرخ: نمکدون لباسسسسس ندارم حامیم: خب؟ ماهرخ: حامیم کیفو میرنم تو سرتا حامیم: عه عه منو میزنی؟ ماهرخ: آره حامیم: چرا؟ ماهرخ: چون همچیو به مسخره گرفتییییی ماهرخ: یه هفته دیگه تولدمه نه لباس دارم، نه کیف و کفش دارم، مه جایی و رزرو کردیم، نه اکسسوری دارم، نه تم دارم، نه لوازم آرایشی دارم، تازه ناخونامم بلند شده، حتی خود توعم لباس نداری حامیم: نفس بگیرررررر ماهرخ: خیلی حرصم میدییییی وای حامیم: باشه بیا بریم خرید کنیم غرغرو ماهرخ: آفرین الان شدی شوشوی خوبه خودم حامیم: بچه پرو بیا بریم ماهرخ: داشتیم تو طبقه میگشتیم که چشمم خورد به یه لباس مجلسی فروشی 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
هدایت شده از  - اغتـشاشـاتِ‌ متـولـدیـن .
بهمن ، حواست به رفتارت باشه داره کم کم بد میشه .
هدایت شده از سردتر از سکوت .
بهمن ؛ قراره یه خبریو بشنوی که از شدت ذوق گریه کنیی>>>