「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟾𝟺
꒷⏝꒷
<ایــرانـمـال>
حامیم: رسیدیم ماشینو تو پارکینگ پارک کردم و پیاده شدم، رفتم سمت در شاگرد
درو واسه ماهرخ باز کردم
حامیم: بفرمایید خانوم
ماهرخ: ممنونمم
حامیم: خواهش میکنم
پیاده شد درو بستم و ماشین و قفل کردم
حامیم: دستمو گرفتم جلوش
حامیم: خب بریم؟
ماهرخ: دستشو گرفتم، بریم
__
ماهرخ: داشتیم قدم میزدیم که یهو یادم اومد یه هفته بیشتر تا تولدم نمونده
ماهرخ: حامییییی
حامیم: جونم؟
ماهرخ: تولدمم، یه هفته بیشتر نمونده
حامیم: تازه یادت افتاده؟؟
ماهرخ: آره خب اصن حواسم نبود
حامیم: مغز فندوقی🤏🏻
ماهرخ: نمکدون لباسسسسس ندارم
حامیم: خب؟
ماهرخ: حامیم کیفو میرنم تو سرتا
حامیم: عه عه منو میزنی؟
ماهرخ: آره
حامیم: چرا؟
ماهرخ: چون همچیو به مسخره گرفتییییی
ماهرخ: یه هفته دیگه تولدمه
نه لباس دارم، نه کیف و کفش دارم، مه جایی و رزرو کردیم، نه اکسسوری دارم، نه تم دارم، نه لوازم آرایشی دارم، تازه ناخونامم بلند شده، حتی خود توعم لباس نداری
حامیم: نفس بگیرررررر
ماهرخ: خیلی حرصم میدییییی وای
حامیم: باشه بیا بریم خرید کنیم غرغرو
ماهرخ: آفرین الان شدی شوشوی خوبه خودم
حامیم: بچه پرو بیا بریم
ماهرخ: داشتیم تو طبقه میگشتیم که چشمم خورد به یه لباس مجلسی فروشی
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟾𝟺 ꒷⏝꒷ <ایــرانـمـال> حامیم: رسیدیم ماشینو تو پارکینگ پارک کردم و پ
پــارٹ جدید تــقـدیـم نـگــاه هـاٹون୨ৎ
شــنوآی نــظر هــای قــشنگتون هــستم؛
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4pnh4y1&btn=شنواینظراتونم؛
هدایت شده از - اغتـشاشـاتِ متـولـدیـن .
بهمن ، حواست به رفتارت باشه داره کم کم بد میشه .
هدایت شده از سردتر از سکوت .
بهمن ؛ قراره یه خبریو بشنوی که از شدت ذوق گریه کنیی>>>