𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
نمیدی؟ خب نده به من چه اصلا هر چی پارته واسه تو
میدمممممم این پارت تموم شد
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟿𝟶
꒷⏝꒷
<روز تولد>
ماهرخ: از صبح هممون درگیر باغ بودیم
دیزاینر، دیزاین و انجام داده بود
باغ تمیز بود
و چند ساعت بیشتر نمونده بود به شروع تولد
هرکی یه گوشه ولو شده بود و استراحت میکرد
<چند دقیقه بعد>
حامی: پاشین حاضر شیم دیگه
ماهرخ: آره دیر میشه
فرید: کمرِ بلند شدن ندارم
مانی: بلند شو ببینم دیره
ماهرخ: همه بلند شدن و هرکی سمت یه اتاق رفت
__
ماهرخ: نشستم جلوی آینه موهامو دم اسبی بالا بستم، فرق وسط باز کردم و یه تیکه انداختم جلوی صورتم و کرلی کردم
یه میکاپ ساده کردم و لباس و کفشم و پوشیدم
از پایین صدای بچه ها میومد
عطر زدم و اکسسوری انداختم
آخرین نگاهو تو آینه به خودم انداختم و از اتاق رفتم بیرون
__
حامی: مشغول حرف زدن با مانی بودم که از پله صدای قدم اومد
رومو برگردوندم و ماهرخ و دیدم
ماهرخ: چطور شدمم؟
جانا: چقدر خوشگل شدییییییی
میترا: وایییییی اینووو
حامی: چقدر خوشگل شدی ناز من🫠
ماهرخ: مرسییییی🥹
<یکم بعد>
ماهرخ: مهمونا کم کم رسیدن
باغ پر شده بود از صدای موزیک و حرف و خنده و تبریک
مانی: تولدت مبارک زلزله
ماهرخ: مرسی داداشییی
سپیده: تولدت مبارک دخترم
ماهرخ: مرسی مامان جون
حامی: تولدت مبارک دورت بگردم💕(بغل)
ماهرخ: مرسی عشقم(بغل)
میترا: ماهرخخ بیا عکس بگیریمم
ماهرخ: اومدمم
__
حامی: جشن حسابی جا افتاده بود
همه مشغولِ حرف و خنده بودن
هروقت یاد چیزی که تو سرم بود میوفتادم، ناخودآگاه لبخند میزدم
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟿𝟶 ꒷⏝꒷ <روز تولد> ماهرخ: از صبح هممون درگیر باغ بودیم دیزاینر، دیزا
پــارٹ جدید تــقـدیـم نـگــاه هـاٹون୨ৎ
شــنوآی نــظر هــای قــشنگتون هــستم؛
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4pnh4y1&btn=شنواینظراتونم؛