ایـنـجـا حـس خـوب مـیـگـیـری😌🤍✨
کـانـالـی از شـهـدای جـنـگ ۱۲ روزه و جـنـگ رمـضـان 🥺🌱
بـیـا ایـنـجـا آرامـش مـیـگـیـری🙂❤️🩹
از روزمـرگـی و شـهـدا مـیـزاریم🐚.
دخـتـرای بـا حـجـاب و مـهـربـون و خـوش اخـلـاق مـن🥲💫
بـلـنـد شـو بـیـا دیـگـه خـوشـگـلـم😭❤️🔥
خـدا پـشـت و پـنـاه تـون بـاشـه دخـتـرای انـقـلـابـی🇮🇷✊🏻
https://eitaa.com/joinchat/645400089Cb9eb383b45
الـهـی هـرچـی مـیـخـوایـن خـدا بـهـتـون بـده😌🌿
هـنـوز نـیـومـدی خـب بـیـا دیـگـه آرامـش مـیـگـیـری قـول مـیـدم بـهـت 🥺🥲
«فائزه رحیمی» دانشجو معلمی بیست ساله، متولد مرداد 1382، ساکن یکی از برجهای منطقه 22 تهران که در کنکور سال 1400 در رشته امور تربیتی، پردیس نسیبه دانشگاه فرهنگیان تهران قبول شده بود. در انفجار تروریستی کرمان به همراه 23 دانشآموز دیگر به مقام رفیع شهادت رسیدند
https://eitaa.com/Fhzvzoeyi
اینجا علاوه بر روزمرگی
شهادت گونه زندگی کردن رو از بزرگان یاد میگیریم:)
https://eitaa.com/tashahadat14
هدایت شده از گسترده تام
#قـراردادِعـشـق😶🌫🔥
صدای شکستن لیوان توی آشپزخونه پیچید.
با دستِ بریدهم فقط به خون روی زمین خیره شده بودم.آرتین تا چشمش بهم افتاد، دوید سمتم و دستم رو گرفت.«چند بار گفتم مواظب خودت باش...»
آروم دستمو رو پس کشیدم. «الان نگرانم شدی؟»آرتین چیزی نگفت... فقط دستمال رو محکمتر دور دستم بست.همون لحظه تلفنش زنگ خورد...
اسم روی صفحه باعث شد رنگ از صورتش بپره...📱😶
✰𝙅𝙊𝙄𝙉: https://eitaa.com/joinchat/1362822832C7c0f69cc49
+اون تماس، همهچی رو خراب کرد...💔
هدایت شده از گسترده تام
#قـراردادِعـشـق🖤🥀
آروم درِ اتاق آرتین رو باز کردم.دعا دعا میکردم خونه خالی باشه...اما صدای آرتین رو شنیدم که به کسی میگفت:« میدونی که خیلی دوستت داشتم .»همون لحظه کف پام به گلدون کنار در خورد و بعدش ...😶🌫🔥
✰𝙅𝙊𝙄𝙉:
https://eitaa.com/joinchat/1362822832C7c0f69cc49
هیجان واقعی رو توی این رمان میشه حس کرد🥵
تقدیمی داریم پرجذببببب 🌟
توی چنل های:
مست حیدر ، خفن دخترونه ، سخن آبی ، نهایت عشق ، زینب صالحی|زبان انگلیسی
عضو باش. ☕️
منم خفن از چنلت حمایت میکنم. 🎀🪄
شات و تگ: @ZeynabSalehi90