eitaa logo
_𝑩𝑳𝑼𝑬𝑬𝑺𝑷𝑬𝑬𝑪𝑯_
1.3هزار دنبال‌کننده
844 عکس
414 ویدیو
0 فایل
شعرخوانی🎙️ عکسنوشته 📸 روایت احساس💙 ادیتورتمام مناسبت ها📲📱 سخن آبی=blueespeech💎🗣 فقط کپی از مطالب؟ آزاده، نمونه کار کپی نشه تبادل و تبلیغات هم داریم🤩👌 #تابع_قوانین_ایتا جهت تبادل،تبلیغات،سفارش،درخواست کلیپ به آیدی زیر پیام بدید👇 @Ziaei_110
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گسترده⁴ساعته‌‌آهـــ℘ــو⋆̟✨
من.... دختری که عاشق بادیگارد و محافظش شد... علیرضا ، همون پسری بود که چند سال پیش اومد خواستگاری من و من بدجوری غرورشو شکستم و بهش جواب رد دادم اما... خیلی زود بخاطر ثروت پدرم ، دچار مشکلات امنیتی شدم و نیازمند یک محافظ....❤️ پدرم علیرضا را برام انتخاب کرد و علیرضا برای اینکه محافظم بشه ، برام یه شرط گذاشت! یه شرط عاشقانه تا دلمو بتونه بدست بیاره و اون این بود که... 😍❤️😍❤️😍❤️😍 اگر عاشق رمان های خانم هستی و دنبال جدیدترین اثرش میگردی ،یا دنبال رمان جدید و خاص وهیجان انگیزی، زودی بیا اینجا 👇👇👇👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2125529114Cdc33bb954c
هدایت شده از گسترده⁴ساعته‌‌آهـــ℘ــو⋆̟✨
_جدیتت رفت...اخماتو فراموش کردی... سری تکان داد و گفت: _من با اشکات شوخی ندارم. وقتی اشک می‌ریزی، همه چی می‌ره، دلم...😍😉🥰 از این حرفش بیشتر ذوق کردم و گفتم: _پس...پس به تلافی شیرینی‌های دیشبی که زهرمارم کردی، بازم برام شیرینی خامه‌ای می‌گیری؟!... این بار خنده‌اش بلند شد: _وای نرگس دست از سر شیرینی خامه‌ای بردار، این چند وقت همش داری شیرینی خامه‌ای می‌خوری. سرم را کج کردم به حالت مظلومانه‌ای و گفتم: _خب فشارم پایین بود و حالمم بد بود... اصلاً... طبع بدنم می‌کشید... سرش را تا صورتم جلو آورد و خیلی جدی در حالی که لبخندی روی لبانش بود، آهسته گفت: _طبع بدنت دیگه چی می‌کشه؟!... _تورو.😉🙃☺️🤫 ❤❤❤❤❤❤ اگر میخوای خاصترین و جذاب رمان ایتا رو از نویسنده معروف و با تجربه ایتا ، خالق اثر های مشهور وجذاب پاراهور ،مست مهتاب، چیاکو ، پاد ،پازل و نقاب دل و مثل پیچک و... بخونی زود ،تند و سریع بیا اینجا👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2125529114Cdc33bb954c