امروز ساعت ۱۴ تقدیمی داریم همه باشین و تاکید میکنممم چنل خالی باشه و فور نبینم😍
❌کسی این تایم تقدیمی نزاره❌
این پیام پاک نشه باز تداخل پیش نیاد
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهآهـــ℘ــو⋆̟✨
با تمام سرعت دوییدم وسط خیابون🔥
- چه کاری داشتم میکردم؟!
فرار از عروسیم؟!
ترسیده از خیابون رد شدم
- اره من دختریم که از عروس اجباری خودم فرار کردم..
با برخوردم با یه مرد قد بلند و هیکلی سرمو بالا گرفتم
پوزخندی بهم زد
+ عروس فراری من تویی پس؟!
جیغی کشیدم که یهو..❌😱👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/1574766007Cef34a96af0
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهآهـــ℘ــو⋆̟✨
دختره میخواد از عروسیش فرار کنه اما داماد پیداش میکنه ..📛😰❌
https://eitaa.com/joinchat/1574766007Cef34a96af0
رمانی که دنبالش بودی همینه..🗣
. . . . . .
ساعت۱۴پاک کنید
هدایت شده از گسترده تام
حـاجـی
- جونم
چه حسی داری مامانت میخواد زنی که یواشکی عقدش کردیو دوباره برات خواستگاری کنن؟
شیطون خندید
- تو چه حسی داری که خواستگارت بابای بچه تو شکمته؟!😋🤣❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/1362822832C7c0f69cc49
هدایت شده از گسترده تام
#رمـان_مریـض_کوچولوی_من_بررگشت😋🚷🙊
#آهو دختر 18 سالهی دبیرستانی که به اجبـار عقد دکتـرش ک یه مرد خشـن میشه که به شدت زیاد تعصبی و روانی هست، میشه/: پسره انقدر وحشی و غیرتیه که همه نگران دخترن...🥹🔥
https://eitaa.com/joinchat/1362822832C7c0f69cc49
_دختره تو این رمانه به پارت 30نرسیده 3قلو باردار میشه...🥹🦋❌
_𝑩𝑳𝑼𝑬𝑬𝑺𝑷𝑬𝑬𝑪𝑯_
اگه داخل مسابقه های دیگه برنده نشدی مطمئن باش اینجا دیگه تو برنده ای 🦢🪞𓏲 ִֶָ
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه
+ شیطونی نکن بچه
نچی کردم و گفتم:
- دوست دارم به تو چه
عصبی اشاره ای به خودش کرد:
+ داری با سیبیلام ور میری نکن جوجه
شونه ای بالا انداختم:
- شوهرمی دوست دارم
عصبی بهم خیره شد و غرید:
+ بهت هشدار داده بودم شیطونی نکنی!
و بعدش یهو ..😵📛🌿
https://eitaa.com/joinchat/907019806C4d3f71e99b
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه
هقی زدم و گفتم:
- چرا سرم داد میکشی؟
عصبی جلو اومد و گفت:
+ خب اذیت میکنی دارم کار انجام میدم میای کرم میریزی کوچولو
قطره اشکی از چشمم چکید:
- شوهرمی دوست دارم خب
شیطون نگاهم کرد و گفت:
+عه؟ که اینطور و بعدش ..🙈🌸🌿
Link👀📛: https://eitaa.com/joinchat/907019806C4d3f71e99b
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهآهـــ℘ــو⋆̟✨
- آخ دستمو شکوندی فواد آروم تر...
با چشم های عصبیش نگام کرد:
- اون مرتیکه چشم از روت برنمیداره اونوقت انتظار داری آروم باشم؟؟
ملتمس جواب دادم:
- باشه ببخشش ولش کن تو شوهرمی به خاطر من..
پوزخندی زد:
- نترس نوبت توام میشه کوچولوم... حساب تو یکی رو هم بعدا میرسم تا یاد بگیری دیگه انقدر خوشگل و دلبر نباشی!😬⛔🔥
https://eitaa.com/joinchat/1574766007Cef34a96af0