به قول لیلی بلاتکلیفی؛ سجدهٔ آدم رو طولانی و موهاش رو رنگ دندونهاش میکنه پس انجامش بده. بنظر من هم همینطوره و انجامش بده، بالاخره تهش مثل شبای دیگه با گریه سر رو روی بالشت میذاری ولی عوضش دیگه بلاتکلیف نیستی.
بالاخره هر چی که بشه از بلاتکلیفی که بدتر نیست هست؟
انجامش بده چون بعدا آدم پیر میشه، بعدا چای سرد میشه و بعدا اصلا مرگ آدمو به آغوش میکشه، پس پاشو یه یاعلی بگو و دل رو بزن به دریا و انجامش بده.
شاید بعدش هنوز دستات بلرزه، شاید همچنان شب طولانی باشه، ولی دیگه هوا صافه، دیگه راه پیدا شده.
نشدن و اتفاق نیوفتادن یه کاری بهتر از اینه که هعی زیر لب زمزمه کنی خدایا میشه یا نه، شروع کنم یا نه!
#ترشحاتذهنفَنیا.
‹فنیـا›
امروز خیلی خاص و جالب بود برام، تجربه جدیدی کسب کردم و هر وقت میگفتن تیچر(معلم) اینطور بودم که✨" ‹از
و اینم گذشت، یکی از بهترین تجربه هام بود:))
و امروز گفتن که بهترین معلمی بودی که تا حالا داشتیم و خیلی مهربونی، همین که برای آب خوردن انگلیسی اجازه میگیرن و در تلاشن که انگلیسی صحبت کنن یعنی این مرحله از زندگی رو برنده شدیم🌟.
بماند به یادگار از جلسهٔ آخرِ اولین کلاسی که من معلمش بودم.
یازدهششصفرچهار.