ایران رو دوست دارم. هر چیزی که بشه بازم اینجا خونهٔ اول و آخر منه، انقدر دوستش دارم که حاضرم جونم رو بدم اما یک وجب از خاک ایرانم به دست اجنبی نرسه=)
من چاوشی رو اصلا دوست نداشتم تا اینکه اومدم توی این برنامه نارنجی و دیدم بابا همه کشته مردهٔ چاوشیان، منم برای اینکه آدمی خاص باشم توی این دنیای نارنجیِ مجازی به دروغ گفتم اره بابا منم عاشق چاوشیام اما حالا انگار شوخی شوخی جدی شده من واقعا صدای جناب چاوشی رو دوست دارم و شده تسکین درد فنیا.
اینها را که میبنم قلبم درد میگیرد، زمانی که به وطنم دست درازی میشود حس تجاوز به تنم را دارم. زمانی که به تو حمله کردهاند یعنی به تنم، به جانم، به فرهنگم، به ایمانم حمله شد، اما تو همیشه میمانی مثل کوهی که تکیهگاه ابرهاست چون خون شهیدان، ریشههای تو را آبیاری کرده و من همیشه به عشقت گرفتارم، از خاکِ تو روئیدهام و با نامت قلبم میتپد؛ من هر روز بیشتر از قبل میفهمم که تنها افتخارم این است که دخترِایرانم/*
از روح کوروش که چون سپیده بر تاریکی تاریخ درخشید تا پرچم علم عباس، دوستت دارم ایران جانم!
#ترشحاتذهنفنیا.