eitaa logo
شـب آبی ‌
27.7هزار دنبال‌کننده
195 عکس
13 ویدیو
0 فایل
﷽ سرآغاز { 1401/7/10 } سرگشته و حیران در میان کوچه‌ها به دنبال تو می‌گردم؛ فقط می‌خواهم مثل آن شب‌آبی در آغوش تو آرام گیرم! ‌• کپی؟ به جز #آیهان_نویس که نویسنده‌ی خودمون می‌نویسه مانعی نیست☕️ • تبلیغات🌱 @tb_bluenight • صندوق پستی📬 @BluePostman
مشاهده در ایتا
دانلود
Guitar1_4128840137.mp3
زمان: حجم: 2.9M
بوی رز مشکی می‌دی عطر تنت می‌گه می‌ری قلبی رو که دادی به من حالا می‌خوای پس بگیری آرزو داشتم واسه دوتامون رفتی و موندن آرزوهامون ستاره کاشتی توی شبامون رفتی کنار ستاره‌هامون . . 🫂🖤!
. دلتنگی مرضِ عجیبی‌ست! آدم را آرام آرام، ناآرام می‌کند. - لاادری 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. اگر می‌پرسی از حالم، دقیقا مثل بیروت است لبم آواز می‌خواند، دلم انبار باروت است - محمدرضا محمدی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. غم هركجا كه هست زِ من ياد مى‌کند - مسيح كاشانى 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. من حتی روزهایی که حالم با خودم خوب نبود، میخواستم حال تو رو خوب کنم. - تورگوت اویار 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. عشق من کودک بمان دنيا بزرگت می‌کند بره باشی يا نباشی گرگ گرگت می‌کند عشق من کودک بمان دنيا مداد رنگی است بهترين نقاش باشی باز رنگت می‌کند عشق من کودک بمان دنيا دلت را می‌زند سخت بی‌رحم است مي‌دانم که سنگت می‌کند - احمد شاملو 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. تو آن ماهی که معمولا رخت را قاب می‌گیرند همیشه شاعرانی مثل من از پشت عینک‌ها - حامد عسکری 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. عشق یعنی از میان صدهزاران مثنوی بوی یک تک‌بیت ناگه مست و مدهوشت کند - فاضل نظری 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
کدام شعرت را در یک صبح بارانی نوشته‌ای؟ بعد از آنکه انگشتان خیسِ ابر آنقدر به شیشه‌ی پنجره زد تا بیدارت کرد، همان را در گوش من زمزمه کن. - لیلا کردبچه 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. در این زمینِ تشنه، مُردن جورِ دیگر بود ما گرچه خشکیدیم اما چشم‌ِمان تر بود آواره‌ها آواره‌ها را خوب می‌فهمند ما مثل هم بودیم، غم با غم برابر بود از آسمانْ دیگر نگاهی سمتِ پایین نیست امشب دعا کردیم، اما بارِ آخر بود ما در رژیمی بی‌تعادل رشد می‌کردیم غم چاق‌تر می‌شد ولی لبخند لاغر بود آوارگی: آزاد! غم: آزاد! مرگ: آزاد... هر اتفاقی غیرِ خندیدن میسّر بود! راهی به جز در چاه ماندن پیشِ پایم نیست در روزگاری که برادر نابرادر بود چون غده‌ای بدخیم کم‌کم بیشتر می‌شد خشمی که بین شعرهای من شناور بود گرگی که ما را بُرد، ما را کشت، ما را خورد تا لحظه‌ی آخر گمان کردیم مادر بود! من آخرین برگم! ولی این باد بی‌رحم است دنیا زمینِ جنگ‌های نابرابر بود رویای ما در تورِ ماهیگیرها جا مانْد ای رودِ من... بدرود شاید منطقی‌تر بود ما چشم‌ها را با اسید و اشک می‌شستیم دیدیم... اما مرگ پایان کبوتر بود! - حامد ابراهیم‌پور 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. از خواب خسته‌ام. به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم. چیزی شبیه به بی‌هوشی، برای زمان طولانی. - عباس معروفی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉