به اندازهی سحر دهم ماه رمضان غمگینم .
حالا که تو آروم گرفتی من ناآرومم !
این چهارماه حس میکردم تو هستی ، کنار مایی و برای ما دعا میکنی اما از امشب دیگه تو به خدا پیوستی دیگه به اینجا تعلقی نداری اما میدونم انقد قلب مهربونی داری که از اونجا هم حواست به ما هست و برای ما دعا میکنی .
گلهای ندارم که چرا آروم گرفتی تو خیلی خسته بودی خیلی خسته . .
حالا من ایران ، امانت تو رو بیشتر میخوام و تا پای جونم مراقب امانت تو هستم بابا علی : )
هدایت شده از - کافهشعر .
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ساعتِ دیواری ؛
من عزیزم رفته ، تو چرا بیداری؟
قلمِآبیاو؛
https://eitaa.com/Aimy_23/16186
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا