اگر به خانهی من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچهی خوشبخت بنگرم
فروغفرخزاد
بعضی وقتا آدما ، زندگی ، روزگار انقدی ناامیدت میکنن که مجبور میشی یه گوشه بشینی و نگاه کنی و چای بخوری . .
اون موقع هست که دیگه لال میشی و برای بیان حتی یه کلمه ساده هم تلاش نمیکنی !
فقط میخوای تماشا کنی و با حافظهی دیداری همه رو به یاد بسپاری .
نصیحت شیرکاکائویی : از آدما دوری کنین هیچوقت تصمیم نگیرین با یکی تا ته رفاقت برین چون اونجا هیچ تَهی وجود نداره ، اون ته خودتی که تنها ایستادی با کلی تغییر و تحول . .