آبی ترین ستارهیِ من ؛
عمریست ندیده ایم گلزار تو را وان نرگس پر خمار خمار تورا
پنهان شده ای ز خلق مانند وفا
دیریست ندیده ایم رخسار تورا ~
من از ستاره ، فراتر ، می روم با عشق خود
که کهکشان ، پناهِ ، مهر و جانِ من شده است
[ یک ثانیه خورشیدم و یک ثانیه ابرم
تلفیق غم و شادی و دلتنگی و صبرم ]
[ دل من گم شد، اگر پیدا شد
بسپارید امانات رضا
و اگر از تپش افتاد دلم
ببریدش به ملاقات رضا
از رضا خواستهام تا شاید
بگذارد که غلامش بشوم
همه گفتند محال است ولی
دل خوشم من به محالات رضا… ]