در شب تیرهی خود چشم به ماهی دارم
جز تماشای تو از دور چه راهی دارم؟
[ و خدایی که در این نزدیکی است،
لای این شب بوها
پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب
روی قانون گیاه ]
« به گیتی جز علی یارم نباشد
دل و جانم به غیر از او نباشد
اگر هستم مسلمان راستین من
دل اندر عشق حیدر وا نباشد »
آبی ترین ستارهیِ من ؛
*خیلی دوستش دارم ، چون خیلی باهاش خاطره دارم:»
خویش را گم کردهام در سنگلاخ زندگی
هرچه میگردم نمیدانم کجا افتادهام!