⭕️ مدیرعامل ایرانخودرو کاملا جدی بدون شوخی بدون اینکه حتی یه ذره خندهش بگیره گفت ایرانخودرو اعتبار صنعت ایرانه!
👤 ایشیخاکی
@bohlool
⭕️ تغییر چهره مدیرعامل بانکی سوژه کاربران شد
🔺مهدی رضایی اکنون سرپرست بانک کشاورزیه!
🔸 رضایی پیش از این سوابق اجرایی در بانکهای گردشگری، انصار، پارسیان، شرکت ارتباط فردا و سرپرست اجرایی موسسه اعتباری ثامن را در پرونده کاری خود داشته است
⚠️ ریش رو تو ۶ ماه میشه درست کرد؛ ولی جای مهر رو چطور درست کردی داداش؟
@bohlool
به علت فوت بچه رونالدو تو شکم مادرش
بازیکنان منچستریونایتد و لیورپول بازوبند مشکی میبندن...
+ امروز ۲۸ بچه مدرسه ای طفل معصوم در انفجار مدرسه ای در کابل جان باختن حتی خبرش هم منعکس نشد....
عمو پدرام
@bohlool
باز الان خوبه من نگرانیم واسه اون روزاییه که دمای هوا میرسه به ۴۰درجه،
ولی من بدونِ پتو خوابمنمیبره 😕
@bohlool
معلم با قایق آمد!
🔺«طارق عچرش» معلم خوزستانی، پنج سال است که هر روز دل به آب زده و سوار قایق میشود تا خود را به مدرسه روستای کمبرخوردار «مقطوعِ» کارون که اطرافش را آب احاطه کرده، برساند.
👤 عچرش در گفتوگو با فارس گفته:
🔸من در یک روستای دیگر معلم بودم و دانشآموزان روستای مقطوع چون معلم نداشتند، هر روز با قایق به مدرسه ما میآمدند.
🔸اما بعد از واژگون شدن قایق، دیگر خانوادهها اجازه ندادند بچهها به مدرسه ما بیایند. برای همین من تصمیم گرفتم برای تدریس به روستای مقطوع بروم.
@bohlool
▫️دقیق که نگاه کنیم امضای خالق رو هر جایی میتونیم ببینیم
➕ جناب آقای استیون
@bohlool
امسال فطریه رو بر اساس قوت غالب، چوب سادگی میدم؛
چون از اول ماه رمضون تا حالا دارم فقط چوب سادگیم رو میخورم!
🔺 رسول شاکرین🔺
@bohlool
▫️عکس العمل رسانه های دنیا و نهاد های بین المللی :
➕ حسین لشگری
@bohlool
▫️ ای مردم از خدا بترسيد كسی بيهوده آفريده نشد تا به بازى پردازد و رها نشده تا خود را سرگرم كارهاى بىارزش کند و دنيايى كه در ديدهها زيباست، جايگزين آخرتى نشود كه آن را زشت مىانگارند و مغرورى كه در دنيا به بالاترين مقام رسيده، چون كسى نيست كه در آخرت به كمترين نصيبى رسيده است
۳۶۸
➕نهج البلاغه
@bohlool
▫️ترکمن صحرا، گلستان
📸 : Hamidreza nejati
➕Iran land
@bohlool
🔆 #پندانه
✍ خوببودن را تجربه کنیم
🔹تاجری بسیار ثروتمند، با خود عهد کرده بود در طول زندگانی خویش، یک روز از عمرش را خوب زندگی کند و به مردم مهربانی ورزد.
🔸در روز موعود، تصمیم گرفت عهد خویش را بهجا بیاورد و بهاندازه یک روز با مردم درشتخویی نکند و با آنها با عطوفت رفتار کند.
🔹زمانی که از خانه خود خارج شد، پیرزنی گوژپشت از او خواست باری را که همراه دارد تا خانهاش حمل کند.
🔸تاجر با خود گفت:
من با این همه ثروت و قدرت، حمال این پیرزن باشم؟
🔹لحظهای به فکر فرو رفت و به یاد عهد خویش افتاد. پس بار را برداشت و همراه پیرزن به راه افتاد تا به خانهای خرابه رسیدند. دید سه کودک در آنجا مشغول بازی هستند.
🔸از پیرزن پرسید:
این کودکان کیستند؟
🔹پیرزن پاسخ داد:
اینها نوههای من هستند که با من زندگی میکنند. پدر و مادرشان را سالهاست که از دست دادهاند.
🔸تاجر پرسید:
مخارج آنها را چه کسی تامین میکند؟
🔹پیرزن اشک از چشمانش سرازیر شد و گفت:
به بازار میروم، میوهها و سبزیجات گندیدهای که مغازهدارها آنها را بیرون میریزند، با خود به خانه میآورم و به آنها میدهم تا گرسنگیشان رفع شود.
🔸تاجر نگاهی به کیسههایی که در دستش بود انداخت و به سالهایی که متکبرانه زندگی خود را سپری کرده بود، افسوس خورد.
🔹آن روز تمام داراییاش را به فقرا و درماندگان شهرش بخشید.
🔸شبهنگام که به بسترش میرفت، از خدای خویش طلب عفو کرد و بهخاطر کارهایی که در گذشته انجام داده، شرمسار و اندوهگین بود.
🔹بعد از آن به خوابی ابدی فرورفت. بدون آنکه فردایی در انتظار او باشد.
🔸بیاییم خوب بودن را تجربه کنیم، حتی بهاندازه یک روز. شاید دیگر فرصتی برای جبران نباشد.
@bohlool