eitaa logo
بخارِ چای.
141 دنبال‌کننده
120 عکس
12 ویدیو
0 فایل
شاعر شدنم علتش این بود ك هر شب، تک مصرع بیتی بنویسم ك بخوانی...
مشاهده در ایتا
دانلود
بخارِ چای.
و اما من اگر اکنون زنده‌ام به واسطه‌ی همین امیدِ ناچیز است؛ شاید استکانِ چایی همان امیدِ من باشد.
*/
حالم خوب نیست . . دلم میخواد تو این فضایی که معلقم بخوابم، بخوابم و بخوابم. بخوابم و یادم بره این دردارو یادم بره خستم یادم بره چقدر شکستم یادم بره این دنیای فانی بی ارزش ترینه.
هدایت شده از هِزارویك‌شَب*
من نمیگم غم دارم ولی چاوشی گوش میدم.
زخم‌های‌مان چه می‌شود؟ چاووشی از محل آن وارد می‌شود.
بخارِ چای.
تورا با غیر میبینم صدایم در نمی‌آید دلم میسوزدُ کاری ز دستم بر نمی‌آید.. نشستم باده خوردم،خون گرستم،کنجی افتادم تحمل می‌رود اما، شبِ غم سر نمی‌آید..
دقیقا جایی که فکر میکنی کنار اومدی با موضوع، اشکات جاری میشن..
‌راجبش دراز کشیدم کف اتاق و چاووشی گوش دادم.