ناله را هر چند میخواهم که پنهانی کشم
سینه میگوید که من تنگ آمدم، فریاد کن
- امیر خسرو دهلوی
من که هر شب این حوالی در غزل میبوسمت
جان دل، وقتی که خوابی بوسه را حس میکنی؟
- شیما سهرابی
تو دل بستی به معشوقی که خود، معشوق ها دارد
رها کن ای دل غافل، خدای بت پرستت را
- حسین زحمتکش
گرچه گاهی بالشم از گریه تا فردا تر است
با خیالش خواب هایم شب به شب زیبا تر است
مثل دلفینی به دام افتاده در استخرم، آه!
ظاهراٌ مشغول رقصم، چشم هام امّا تر است
من نه، هرکس خواب اقیانوس را هم دیده است
چشم هایش مثل من تا آخر دنیا تر است
زندگی مثل سیابازی است، آدم هر چقدر
دوستدارانش فراوان تر، خودش تنهاتر است
گاه می گویم که باید چشم هایم را ... ولی
هرچه محکم تر ببندم چشم، او پیداتر است
-بندهخدا!
اگر روزی بدست آرم سر زلف نگارم را
شمارم مو به مو شرح غم شب های تارم را
- شاطر عباس صبوحی
صبحی که بوسهام ندهی، بیطلوع باد
روزی که عاشقت نشوم، بیشروع باد
- فرامرز عربعامری
اونجا که فریدون مشیری میگه:
در خموشیهای من فریادهاست
آنکه دریابد چه میگویم کجاست