eitaa logo
ڪــافھ ☕️کتـاب📚انقݪابـــ 🇮🇷
725 دنبال‌کننده
156 عکس
13 ویدیو
9 فایل
ڪافہ ڪتاب انقلاب دریچہ ای بہ دنیاے ڪاغذے ڪتاب @book_caffe_Eng👈 کانال انگلیسۍ ما پیج اینستاگرام بہ زودی.....
مشاهده در ایتا
دانلود
الهۍ حسن ڪه بدین اندازه حُسن است، حُسن آفرین چون باشد؟ فتبارڪ اللہ احـــسن الخـــــالقین🦋 صبحتون به نور🌞🌱
╭──────── • ◆ • ────────╮ ༺◍⃟🌧آیت‌الله حسن زاده ی آملی: 🌿. به جاۍ اینڪه عابد باشۍ، عبد باش! شیطان هم غریب به شش هزار سال عبادت ڪرد، عـــــابد شد. اما نشد... تا عبد نشوۍ ، عبادات سودۍ به حالت ندارد؛ عبد بودن یعنۍ ، ببین خدایت چه مۍ خواهد، نه دلت 🐚🕊 ╰──────── • ◆ • ────────╯ ⇆ㅤ◁ㅤ ❚❚ㅤ ▷ㅤ↻ 🎙 ˹🌞.🖇˼✎﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ بہ ڪافہ کتاب انقݪاب بپـــــوندید ~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷ ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🚛 @book_caffe ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌀مرتضۍ مطهرۍ در ڪتاب مسئله ربا و بانڪ ، بررسۍهایۍ در مورد جایگاه ربا و بانک و بیمه💸 در دنیاۍ اسلام انجام داده‌ 🌀 این ڪتاب شامل دو بخش میشه:😎👇 🔆بخش اول بحث‌هاییه با عنوان «مسئله ربا و بانڪ» ڪه تو سال 1354 شمسی در جلساتۍڪه تو انجمن اسلامۍ پزشڪان برپا بوده، توسط استاد شهید مطهرۍ ایراد شده. 🎏توۍ اون جلسه ها، قبل از استاد شهید، به ترتیب، مهندس اڪبر ، مهندس و شهید دڪتر در باره اش صحبت ڪردن. براۍ همین استاد شهید ضمن بیانات خودشون، اشاره هاییم به صحبت هاۍ اونها دارن.🔖 🔆بخش دوم شامل مباحثیه درباره بیمه ڪه در سال 1352 شمسۍ در انجمن اسلامۍ پزشڪان ایراد شده . مباحث ڪتاب مسئله ربا و بانڪ نشون مۍده ڪه ایشون نسبت به مسائل اقتصادۍ و در باره این موضوع توجه زیادۍ داشته. 📙مسئـــــله ربا و بانـــــڪ ⋆🖤࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید ~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷ ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🚛 @book_caffe ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
قسمت چهار.mp3
8.65M
🖇🎭 ࢪمــان یــ✋ـــادت باشـــــد 🌺🦋قسمت: چهـــــاࢪم ⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید ~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷ ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🚛 @book_caffe ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
ای شکوهِ در خیالِ بی غروب اشتیاق روزهای خوب در تمام عمر با دلم در دل کویر یا درون زمهریر شادمانه غنچه کرده ایC᭄ ⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید ~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷ ■●■●■●■●■●■●■●■●■●■●■ 🚛 @book_caffe ■●■●■●■●■●■●■●■●■●■●■ 🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نه بهار با هیچ اردیبهشتے🌸 نه تابستان با هیچ شهریورے🌞 و نه زمستان با هیچ اسفندے❄️ اندازه پاییز به مذاق خوش نمۍ آید🍂 پاییز مهرۍ دارد، ڪه به دل هر خیابانۍ مینشیند🧡🍁🌝 صبحتون به خیر و شادی🦋🌺
باز مرا ورق بـــــزن این من لا ڪتـــــاب را روح مرا مرور ڪــــن صفحه به صفحه ، خط به خط. در پی جاودانگۍ آمده ام ڪه بنگرۍ غرق شدن در آتش و سوخـــــتـنم در آب را 🦋🕯 ᭄ ⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید ~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷ ■●■●■●■●■●■●■●■●■●■●■ 🚛 @book_caffe ■●■●■●■●■●■●■●■●■●■●■ 🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
ڪــافھ ☕️کتـاب📚انقݪابـــ 🇮🇷
✍ #محمدعلۍ_جعفرۍ 📗#قصه_دلبری #پارت_بیستم 🔎پروژه #تحقیق پدرم ڪلیدخورد . بهش زنگ زد: یه نفر رو معرف
📗 🚗🌸خیلۍهم زود با پدر و مادرم پسرخاله شد . موقع برگشت به پیشنهاد پدرم رفتیم امامزاده جعفر (ع) ⛲️یادم هست بعضۍ از حرف ها را ڪه میزدم پدرم برمۍگشت عقب ماشین را نگاه مۍڪرد. از او مۍ پرسید : «این حرفا رو به مرجانم گفتۍ؟» گفت « بله! در جلسه خواستگارۍ همه را به من گفته بود.» 🍋🍀مادرش زنگ زد تا جواب بگیرد. من ڪه از ته دل راضۍ بودم. پدرم هم توپ را انداخته بود در زمین خودم. مادرم گفت : «به نظرم بهتره چند جلسه دیگه با هم صحبت کنن! » ڪور از خدا چه مۍ خواهد دو چشم بینا! 😂😐 🛵🦋قارقار صداۍ موتورش در ڪوچه مان پیچید. سر همان ساعتۍ ڪه گفته بود ، چهارٍ بعد از ظهرٍ یڪی از روزهاۍاردیبهشت. نمۍ دانم آن دسته گل را چطور با موتور آنقدر سالم رسانده بود. 💐مادرم به دایۍ ام زنگ زد ڪه بیاید سبڪ سنگینش ڪند.🔎 🎄شنیدم با پدر و دایۍام چه خوش و بش ڪردند. تا وارد اتاقم شد پرسید : «دایۍ تون نطامیه؟» گفتم: « از ڪجا مۍدونید؟ » خندید ڪه « از ڪفشش حدس زدم!» 😂 ✅برایم جالب بود . حتۍ حواسش به ڪفش هاۍدم در بود. چندین مرتبه ذڪر خیر پدرم را ڪشید وسط، برای اینڪه صادقانه سیر تا پیاز زندگۍ اش را براۍ او گفته بود. ....... ... ⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید ~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷ ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🚛 @book_caffe ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱