الهۍ حسن ڪه بدین اندازه حُسن است، حُسن آفرین چون باشد؟
فتبارڪ اللہ احـــسن الخـــــالقین🦋
صبحتون به نور🌞🌱
#حضرت_مادرC᭄
#فاطمیه
╭──────── • ◆ • ────────╮
༺◍⃟🌧آیتالله حسن زاده ی آملی:
🌿#شیطان_هم_عابد_بود. به جاۍ اینڪه عابد باشۍ، عبد باش!
شیطان هم غریب به شش هزار سال عبادت ڪرد، عـــــابد شد. اما #عبـد نشد...
تا عبد نشوۍ ، عبادات سودۍ به حالت ندارد؛
عبد بودن یعنۍ ، ببین خدایت چه مۍ خواهد، نه دلت 🐚🕊
╰──────── • ◆ • ────────╯
⇆ㅤ◁ㅤ ❚❚ㅤ ▷ㅤ↻
🎙#کلام_علما
˹🌞.🖇˼✎﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
بہ ڪافہ کتاب انقݪاب بپـــــوندید
~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🚛 @book_caffe
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
🌀مرتضۍ مطهرۍ در ڪتاب مسئله ربا و بانڪ ، بررسۍهایۍ در مورد جایگاه ربا و بانک و بیمه💸 در دنیاۍ اسلام انجام داده
🌀 این ڪتاب شامل دو بخش میشه:😎👇
🔆بخش اول بحثهاییه با عنوان «مسئله ربا و بانڪ» ڪه تو سال 1354 شمسی در جلساتۍڪه تو انجمن اسلامۍ پزشڪان برپا بوده، توسط استاد شهید مطهرۍ ایراد شده.
🎏توۍ اون جلسه ها، قبل از استاد شهید، به ترتیب، مهندس اڪبر #طاهرۍ، مهندس #بازرگان و شهید دڪتر #بهشتۍ در باره اش صحبت ڪردن. براۍ همین استاد شهید ضمن بیانات خودشون، اشاره هاییم به صحبت هاۍ اونها دارن.🔖
🔆بخش دوم شامل مباحثیه درباره بیمه ڪه در سال 1352 شمسۍ در انجمن اسلامۍ پزشڪان ایراد شده . مباحث ڪتاب مسئله ربا و بانڪ نشون مۍده ڪه ایشون نسبت به مسائل اقتصادۍ و #نظریه_اسلام در باره این موضوع توجه زیادۍ داشته.
📙مسئـــــله ربا و بانـــــڪ
#مرتضۍ_مطهرۍ
#حضرت_مادرC᭄
#فاطمیه
⋆🖤࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید
~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🚛 @book_caffe
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
قسمت چهار.mp3
8.65M
🖇#نمایشنامه🎭
ࢪمــان یــ✋ـــادت باشـــــد
🌺🦋قسمت: چهـــــاࢪم
⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید
~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🚛 @book_caffe
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
ای شکوهِ در خیالِ بی غروب
اشتیاق روزهای خوب
در تمام عمر با دلم
در دل کویر
یا درون زمهریر
شادمانه غنچه کرده ایC᭄
#فاطمیه
⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید
~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷
■●■●■●■●■●■●■●■●■●■●■
🚛 @book_caffe
■●■●■●■●■●■●■●■●■●■●■
🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
نه بهار با هیچ اردیبهشتے🌸
نه تابستان با هیچ شهریورے🌞
و نه زمستان با هیچ اسفندے❄️
اندازه پاییز به مذاق #خیابانها خوش نمۍ آید🍂
پاییز مهرۍ دارد،
ڪه به دل هر خیابانۍ مینشیند🧡🍁🌝
صبحتون به خیر و شادی🦋🌺
باز مرا ورق بـــــزن
این من لا ڪتـــــاب را
روح مرا مرور ڪــــن
صفحه به صفحه ،
خط به خط.
در پی جاودانگۍ
آمده ام ڪه بنگرۍ
غرق شدن در آتش و
سوخـــــتـنم در آب را 🦋🕯
#فاطمیهC᭄
⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید
~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷
■●■●■●■●■●■●■●■●■●■●■
🚛 @book_caffe
■●■●■●■●■●■●■●■●■●■●■
🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
ڪــافھ ☕️کتـاب📚انقݪابـــ 🇮🇷
✍ #محمدعلۍ_جعفرۍ 📗#قصه_دلبری #پارت_بیستم 🔎پروژه #تحقیق پدرم ڪلیدخورد . بهش زنگ زد: یه نفر رو معرف
✍ #محمدعلۍ_جعفرۍ
📗#قصه_دلبری
#پارت_بیست_و_یکم
🚗🌸خیلۍهم زود با پدر و مادرم پسرخاله شد .
موقع برگشت به پیشنهاد پدرم رفتیم امامزاده جعفر (ع)
⛲️یادم هست بعضۍ از حرف ها را ڪه میزدم پدرم برمۍگشت عقب ماشین را نگاه مۍڪرد. از او مۍ پرسید : «این حرفا رو به مرجانم گفتۍ؟» گفت « بله! در جلسه خواستگارۍ همه را به من گفته بود.»
🍋🍀مادرش زنگ زد تا جواب بگیرد. من ڪه از ته دل راضۍ بودم. پدرم هم توپ را انداخته بود در زمین خودم. مادرم گفت : «به نظرم بهتره چند جلسه دیگه با هم صحبت کنن! » ڪور از خدا چه مۍ خواهد دو چشم بینا! 😂😐
🛵🦋قارقار صداۍ موتورش در ڪوچه مان پیچید. سر همان ساعتۍ ڪه گفته بود ، چهارٍ بعد از ظهرٍ یڪی از روزهاۍاردیبهشت. نمۍ دانم آن دسته گل را چطور با موتور آنقدر سالم رسانده بود. 💐مادرم به دایۍ ام زنگ زد ڪه بیاید سبڪ سنگینش ڪند.🔎
🎄شنیدم با پدر و دایۍام چه خوش و بش ڪردند. تا وارد اتاقم شد پرسید : «دایۍ تون نطامیه؟» گفتم: « از ڪجا مۍدونید؟ »
خندید ڪه « از ڪفشش حدس زدم!» 😂
✅برایم جالب بود . حتۍ حواسش به ڪفش هاۍدم در بود. چندین مرتبه ذڪر خیر پدرم را ڪشید وسط، برای اینڪه صادقانه سیر تا پیاز زندگۍ اش را براۍ او گفته بود. .......
#ادامه_دارد...
⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید
~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🚛 @book_caffe
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱