eitaa logo
پناهگاه نویسنده ها²
45 دنبال‌کننده
131 عکس
19 ویدیو
0 فایل
بیرون باران می آید تو خسته به دنبال سرپناهی هستی که ناگهان کتابفروشی قدیمی را میبینی و به سمت آن می روی. عطر چای و کتابان قدیمی در کتابفروشی پیچیده است "نگران نباش. برایت یک لیوان چای میاورم. هر کدام از کتاب هایی را که می خواهی بردار و بخوان".
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از الهه‌ ی خیال𖦹
الهه‌‌ی‌خیال تقدیمی داره𖦹. برای شرکت توی این تقدیمی کافیه این پیام رو فور بزنید چنلتون و بزارید بمونه و تگ چنل های نازتون یا آیدی هاتون رو اینجا بزارید،تا منم یه "?what's in my bag" بدم خدمتتون𖦹. Limit𖦹
شب های من نمیتوانست تاریک باشد،زیرا تو با صحبت هایت آن را روشن تر از روز میکردی.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا