eitaa logo
پناهگاه نویسنده ها²
45 دنبال‌کننده
115 عکس
19 ویدیو
0 فایل
بیرون باران می آید تو خسته به دنبال سرپناهی هستی که ناگهان کتابفروشی قدیمی را میبینی و به سمت آن می روی. عطر چای و کتابان قدیمی در کتابفروشی پیچیده است "نگران نباش. برایت یک لیوان چای میاورم. هر کدام از کتاب هایی را که می خواهی بردار و بخوان".
مشاهده در ایتا
دانلود
اینجا،جاییست که روح و آهنگ باهم دیدار میکنند.خوشحال میشم تا به من بپیوندید تا آهنگ گوش بدیم و از دنیای فانی دور شویم. https://eitaa.com/joinchat/3049195155C58b2930348
پناهگاه نویسنده ها²
برید چنل این دوست نازنازی بامزه ام😭
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خندیدن بچه ها در گوشم میپیچد.میدانم که آنها از آینده هراسی ندارند،زیرا در کودکی همه ی چشم ها رو به آینده است.اما ما هنوز در گذشته گیر کرده ایم و از بار سنگین آن حال را فراموش میکنیم.برای همین است که کودکان خوشحالند،زیرا در کودکی گذشته ای وجود ندارد،همه چیز در آینده است و ما باید کودک شویم تا زندگی تلخ نشود.
ما برای معنا دنبال نور می‌گردیم، اما هرچه جلوتر می‌رویم می‌بینیم نور فقط راهی بوده برای واضح‌تر دیدنِ تاریکی.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نه ما می‌مانیم نه اندوه نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگرانِ لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم میگذرد. سُهراب سِپهری