دوباره پشت میز نشست، قلم را در جوهر فرو برد و نوشت: به آینده یا گذشته، به زمانی که اندیشه آزاد است و آدمها با یکدیگر متفاوتند و تنها زندگی نمیکنند _ به زمانی که حقیقت وجود دارد و شده را ناشده نمیتوان کرد: از دوران یکنواختی، انزوا، پیشوای بزرگ و دوگانه اندیشی _ سلام!
با خود فکر کرد که سوزناکی متعلق به زمان قدیم است، وقتی که هنوز خلوت و عشق و دوستی وجود داشت و اعضای خانواده، بیآنکه نیازی به دانستن دلیل داشته باشند، کنار یکدیگر میماندند.