3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید سیدحسن نصرالله: وقتی ما را محاصره میکنید زمین و باد و کوهها و دریاها با ماست
کسی که به خدا اعتقاد دارد امکان ندارد احساس محاصره کندِ حتی اگر همۀ دنیا بر علیه او شوند.
@bookw128
امام سید مجتبی خامنه ای :
آن ققنوسی که از خرمن آتش جنگ تحمیلی اوّل برآمد، اینک در اثر فشارهای دشمن و بهخصوص دو جنگ تحمیلی اخیر، آنچنان بزرگ شده است که سایۀ پروازش بر سرزمینهای دشمن هم افتاده است
@bookw128
کسی که کتاب میخواند
هزاران زندگی را قبل از مرگش تجربه میکند ؛
اما کسی که هرگز کتاب نمیخواند فقط یکبار
زندگی میکند ...
@bookw128
حاضر شدند به خاطر دفاع از رسایی ، کل قوه قضا و قضات محترم را زیر سوال ببرند...
@bookw128
کتاب «حسین از زبان حسین» در هشت فصل دوران ولادت امام حسین علیه السلام تا شهادت آن حضرت و پس از آن را روایت می کند. همچنین ماجرای اسارت کاروان تا بازگشت به کربلا و سپس مدینه از زبان حضرت زینب (سلام الله علیها) روایت می شود.فصل های این کتاب عبارت اند از: «دوران رسول خدا صلوات الله علیه، دوران امیرالمومنین علیه السلام، دوران امام حسن علیه السلام، امامت، آغاز مبارزه آشکار با حاکمیت اموی، از مکه تا کربلا، و تو چه می دانی کربلا چیست، پس از شهادت امام حسین علیه السلام».
#معرفی_کتاب
#امام_حسین(ع)
@bookw128
کتاب «حسین از زبان حسین»، نوشته حجت الاسلام و المسلمین محمد محمدیان، کتابی درباره زندگی امام حسین علیه السلام و واقعه عاشوراست. این کتاب به خواننده کمک میکند تا امام حسین و حرکت ایشان به سمت کربلا و در مقابل دشمن قرار گرفتنشان را بشناسد و از هدف این واقعه عظیم تاریخی مطلع شود.
@bookw128
این کتاب در هشت فصل دوران ولادت امام حسین علیه السلام تا شهادت آن حضرت و پس از آن را روایت می کند. همچنین ماجرای اسارت کاروان تا بازگشت به کربلا و سپس مدینه از زبان حضرت زینب (سلام الله علیها) روایت می شود.
فصل های این کتاب عبارت اند از: «دوران رسول خدا صلوات الله علیه، دوران امیرالمومنین علیه السلام، دوران امام حسن علیه السلام، امامت، آغاز مبارزه آشکار با حاکمیت اموی، از مکه تا کربلا، و تو چه می دانی کربلا چیست، پس از شهادت امام حسین علیه السلام».
@bookw128
در بخشی از این کتاب آمده است: فرزند شیرخوار خود را در بغل گرفتم و همین که خواستم او را ببوسم تیر حرمله بر گلوی آن طفل فرود آمد و او را به شهادت رساند. در حالیکه مشتی از خون او را به سوی آسمان میپاشیدم گفتم: آن چه این مصیبت را برایم آسان و قابل تحمل میکند این است که در برابر نگاه خداوند انجام میگیرد.
@bookw128
راوی یعنی امام حسین در این کتاب، شهادت حضرت عباس را اینگونه روایت میکند:
«پس از آنکه همه اصحاب و یارانم به شهادت رسیدند و تنها برادرم عباس در میدان باقی ماند، شدت تشنگی موجب شد که با هم به سوی فرات حرکت کنیم، دشمن با تمام توان از رسیدن ما به آب ممانعت به عمل آورد و جنگ سختی درگرفت که در اثنای آن بین من و برادرم عباس فاصله افتاد. عباس موفق شد از میان انبوه دشمن، راهی به سوی آب پیدا کند و مشک را پر آب کند و به سوی خیمهها بازگردد. اما در مسیر افرادی از دشمن در پشت درختان کمین کرده بودند و توانستند از پشت سر، دست عباس را قطع کنند. کسانی که در نخلستان کمین کرده بودند توانستند دست چپ عباس را نیز قطع کنند و او باز هم رجز میخواند. بعد از قطع دو دست، عمود آهنینی بر سرش فرود آمد و از اسب بر زمین افتاد و به شهادت رسید. هنگامی که از شهادت عباس اطلاع یافتم به شدت گریستم و گفتم: هماکنون کمرم شکست و چارهام کم شد.»
@bookw128