eitaa logo
🇮🇷غواص‌ها بوی نعنا می‌دهند🇮🇷
101 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
45 ویدیو
4 فایل
مرد غسال به جسم و سر من خرده مگیر چند سالیست که از داغ حسین لطمه زنم سر قبرم چو بخوانند دمی روضه‌ی شام سر خود با لبه‌ی سنگ لحد می شکنم ممنونم ممنونم شما هم عزیز هستی ب ملا شدن چه اسان آدم شدن محال است...
مشاهده در ایتا
دانلود
فرماندهی از روی برانکارد غلامرضا عسگری می‌گوید: در عملیات والفجر چهار سردار عسگری فرمانده تیپ بود که در اثر تصادف زخمی شد و کمر و پایش به شدت آسیب دید. ولی با همان حال در منطقه علمیاتی حضور یافت و عملیات را از روی برانکارد فرماندهی می‌کرد. در آن عملیات رزمندگان به پیروزی‌های مهمی دست یافتند. عسگر قلی‌پور یکی از اعضای تیپ یکم لشکر 25 کربلا – درباره محمدرضا عسگری می‌گوید: در سال 1361 زمانی که تازه وارد گرگان شدم در پی خانه استیجاری می‌گشتم اما موفق نشدم. بعد از ظهر روزی به همراه عسگری با موتور در پی این کار رفتیم. ولی آن روز هم موفق نشدیم. به من گفت: اگر مایل هستید بیایید در خانه‌ای که من زندگی می‌کنم ساکن شوید و من به خانه دیگری که وسعت کمتری دارد می‌روم.
قلی‌پور همچنین می‌گوید: در درگیری با منافقین در خیابان بوعلی گرگان در کنار عسگری بودم. هدایت عملیات را او بر عهده داشت با بلندگوی دستی منافقین را دعوت به تسلیم می‌کرد و می‌گفت: تسلیم شوید که با خشم حزب‌الله طرف خواهید شد و شما را نابود خواهیم کرد. قلی‌پور در بیان خاطره دیگری از محمدرضا عسگری می‌گوید: در عملیات والفجر هشت در بحبوحه درگیری و در زمانی که آتش دشمن در منطقه کارخانه نمک، سنگین بود هنگام صبح دیدم که ایشان یک کیسه بر دوش خود گذاشته و با خود می‌برد. جلو رفتم و دیدم در کوله پشتی گلوله‌های آرپی‌جی است. گفتم آقای عسگری شما رئیس ستاد لشکر هستید نیاز نیست این کارها را انجام دهید. گفت: من این کار را می‌کنم تا دیگران هم انجام دهند.
استفاده از نظرات منطقی دیگران در اجرای ماموریت‌ها سردار رحیمیان می گوید: در کارهای جمعی نظر دیگران را جویا می‌شد. اگر ماموریتی به لشکر واگذار می‌شد در جلسه مطرح می‌کرد و از دیگر فرماندهان می‌خواست نظرشان را طرح کنند. اگر با نظرات منطقی مواجه می‌شد آنها را در تصمیم‌گیری خود مورد توجه قرار می‌داد. با همه افراد به یک نحو برخورد می‌کرد مثلا با افراد بسیجی تحت امر همان برخورد را داشت که با فرمانده و معاون لشکر داشت.
همیشه به فکر آسایش دیگران بود تقی ایزد، درباره دیگر خصوصیات سردار عسگری می‌گوید: در کارهای جمعی اهل مشورت بود. ابتدا نظر دیگران را جویا می‌شد سپس تصمیم آخر را می‌گرفت. همیشه به فکر آسایش و تامین نیازمندی‌های رزمندگان بود و تلاش می‌کرد تا حد امکان نیازهای آنها را تامین کند.
کباب با سنبه کلاشینکف در عملیات فاو در جاده شنی در زیر آتش شدید دشمن و در حالی که تا زانو در گل فرو رفته بود، مقداری کنسرو غذا بر دوش خود حمل می‌کرد و به خطوط اول برای رزمندگان می‌آورد. می‌گفت بچه ها گرسنه هستند اجازه بدهید سیر شوند و با روحیه بهتر بجنگند. همچنین در دشت فاو کنار ام‌القصر (چهار راه صدام) که مشهورترین و خطرناک‌ترین نقطه عملیاتی بود به من گفت: جعبه‌های مهمات را جمع و آتش بر پا کن. می‌خواهم به بچه‌ها کباب بدهم. دشمن در 200-300 متری ما بود. گفتم سیخ نداریم. سنبه کلاشینکف را گرفت و به جای سیخ از آن استفاده کرد و کباب درست کرد. گفتم امکان دارد دشمن متوجه شود. گفت مهم نیست. دشمن فکر می‌کند انبار مهمات آتش گرفته است. سرانجام سردار عسگری در 10 تیر 1365 در علمیات کربلای یک در دشت مهران در قلاویزان به شهادت رسید. پیکر او در منطقه عملیاتی باقی ماند و مفقودالاثر شد.
شهادت او برای رزمندگان بسیار تاسف‌آور بود تقی ایزد درباره نحوه شهادت او می‌گوید: ایشان به اتفاق یکی دیگر از برادران به طرف قله قلاویزان که از ارتفاعات بسیار خطرناک و مشرف به دشت مهران است می‌روند. ظاهران گلوله توپی می‌آید و در کنار آنها منفجر می‌شود و بدن آنها را می‌سوزاند. احتمالا جنازه او را اشتباهی به جای دیگری انتقال داده‌اند و یا به عنوان مفقودالاثر (شهید گمنام) دفن شده است.
شهادت او برای رزمندگان بسیار تاسف‌آور بود تقی ایزد درباره نحوه شهادت او می‌گوید: ایشان به اتفاق یکی دیگر از برادران به طرف قله قلاویزان که از ارتفاعات بسیار خطرناک و مشرف به دشت مهران است می‌روند. ظاهران گلوله توپی می‌آید و در کنار آنها منفجر می‌شود و بدن آنها را می‌سوزاند. احتمالا جنازه او را اشتباهی به جای دیگری انتقال داده‌اند و یا به عنوان مفقودالاثر (شهید گمنام) دفن شده است.
شهادت او برای رزمندگان بسیار تاسف‌آور بود تقی ایزد درباره نحوه شهادت او می‌گوید: ایشان به اتفاق یکی دیگر از برادران به طرف قله قلاویزان که از ارتفاعات بسیار خطرناک و مشرف به دشت مهران است می‌روند. ظاهران گلوله توپی می‌آید و در کنار آنها منفجر می‌شود و بدن آنها را می‌سوزاند. احتمالا جنازه او را اشتباهی به جای دیگری انتقال داده‌اند و یا به عنوان مفقودالاثر (شهید گمنام) دفن شده است.
برای خروج مردم از هويت خويش، از اصل خويش، از متن انقلاب، دارند برنامه می‌نويسند. اين‌ها می‌خواهند انقلاب نباشد، می‌خواهند كه مردم در صحنه نباشند، در خارج از متن انقلاب باشند؛ چون تجربه كردند كه در هر انقلابی در تاريخ بشريت، اگر مردم از صحنه خارج شدند، آن انقلاب شكست خورده است. در صحنه ماندن مردم چيست؟ آيا در صحنه ماندن اين است كه در تظاهرات شركت كنيم و شعار بدهيم و بس؟ خير، اين در صحنه ماندن يک امت اسلامی، در يک حكومت الهی نيست. امت اسلام در حكومت الهی بايد زير يک تشكل و تشكيلات سازماندهی شود. در صحنه ماندن ما آن روزی است كه ما در یک تشكيلات سازماندهی شويم. ابرقدرت‌ها و تمام مغزهای متفكر كافر دنيا، وقتی كوچک‌ترين عمليات از سوی ما می‌شود، تمام مغزهای دنيا را در يک جا جمع می‌كنند، مثل بغداد و تصميم می‌گيرند. ما هم نياز به يک تشكل داريم، نياز به يک انسجام داريم. همه ما بايد در يک تشكيلات مهيای انجام كارها شويم. با وحدت و هماهنگي و اطاعت امركردن از ولايت. به قول قرآن، مهيا شدن هم بايد طوری باشد كه دشمنان بترسند، وحشت كنند. در آن صورت می‌گويند، اين يک تشكل قوی اسلامی است، می‌ترسند و ما پيروز می‌شويم
تنها در صحنه ماندن، در تظاهرات شركت كردن، شعار دادن، پيروزی نمی‌آورد. فرمان امام در تشكيل بسيج، ارتش بيست‌ميليونی چيست؟ الآن ما فقط سه‌ميليون بسيجی داريم. ديديد وقتي امام دستور تشكيل بسيج را دادند، چه اتفاقی افتاد؟ وضعيت جنگ 180 درجه برگشت به طرف ما و ما پيروز شديم. با همين فرمان امام بود كه كمر دشمن شكست، از ارتش بيست‌ميليونی ترسيدند. اصلاً از بسيج، از تفكر آن می‌ترسند. تفكرِ بسيجی برآمده از آرمان‌های حضرت امام خمينی. ما به ‌واسطه همين تشكيلات بسيج، توانستيم اين قدرت‌ها را شكست بدهيم. آيا واقعاً همه مردمی كه اين همه برای انقلاب زحمت كشيدند و بعد از انقلاب در صحنه درگيری با گروه ها مقاومت كردند، امروز توانستند در درون اين تشكيلات راه پيدا كنند؟ نكند روزی كه امام دستور بسيج عمومی را بدهند، هنوز يک سری به دنبال ياد گرفتن اسلحه باشند؟ چرا نمی‌رويد سراغ اين تشكل‌ها؟ امروز استكبار در حال انديشيدن به بيست سال ديگر است كه شما را از صحنه انقلاب و بسيج بيرون كند. برويد و بسيجی باشيد. تنها نام بسيجی روی خودمان گذاشتن هم چيزی را درست نمی‌كند، بايد تفكر بسيجی را گسترش داد. دشمن از همين تفكر می‌ترسد
سردار مرتضى قربانى : اگر لشكر كربلا چهار ستون داشت، يكى از اين ستونها سردار عسگرى بود. 🌷 معرفی 💠 ارائه : خادم الشهدا یازینب (س) 📆 چهارشنبه ۱۴۰۰.۰۸.۱۸ ⏰ ساعت ۲۱:۰۰ 🕊گروه جامانده از شهدا eitaa.com/joinchat/2098397195Cd150cbd0c1 کانال غواص ها بوی نعنا می دهند👇🍃 eitaa.com/booyenaena