eitaa logo
شب‌های‌روشن-
343 دنبال‌کننده
174 عکس
5 ویدیو
2 فایل
‹برای حرف زدن درباره‌ی همه‌چیز› https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_baz1ws&btn=L
مشاهده در ایتا
دانلود
اوضاع سخته، می‌دونم دل و دماغ مهمون بازی و... رو نداریم، می‌دونم وضعیت معیشت مردم خوب نیست، می‌دونم مملکت بهم ریخته است، می‌دونم و مشکلات دیگه‌ای که همه خبر داریم. اما هیچکدوم از این‌ها دلیل نمی‌شه من بیام و پشت همه‌ی این مشکلات قایم شم و رو برگردونم از فرهنگی که به هویتم گره خورده. نوروز پشتوانه‌ی ماست، میراث ماست از گذشته. حمله مغول و اعراب دو تا اتفاق ویرانگر در تاریخ ایران بود، دو اتفاقی که باعث مرگ مردمی شد که هیچ گناهی نداشتن، اما توی اون خفقان، توی اون تنگنا، توی اون آوارها و عزا فرهنگ نوروز و.... فراموش شد؟ مردم گفتن الان دیگه اهمیتی نداره چون مشکلات زیاد داریم؟ دست از فرهنگ و سنت باستانی خود کشیدن و اون رو پشت گوش انداختن؟ نه. کنسل کردن نوروز ظلم شما در حق تاریخ و فرهنگ ایرانه و اگه از حمله‌ی اون دو قوم ویرانی بیشتری نداشته باشه آسیب کمتری‌ام نمی‌زنه، چرا که این جنگ، جنگ فرهنگ و تمدن ایران اسلامی هم هست. ما خودمون امسال جز خونه‌ی بزرگترها جایی نمی‌ریم، سفره‌ی رنگینی هم نمی‌ندازیم، بساط جشن و شادی از رسیدن سال جدید هم به راه نیست، اما پای دفاع از فرهنگ و پیشینه‌مون می‌مونیم و جای حذف سنت، سفره‌ی هفت سین‌ ساده‌ای می‌ندازیم با نیت و آرزوی پیروزی جبهه‌ی حق و وسلام.
دوستت دارم و مالِ تو باشه اولین دوستت‌دارمه سال ۴۰۵ از طرف من.
"نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی!" چطور جناب حافظ؟ مگه می‌شه دل‌سوخته‌ی حال و نگران آینده‌ باشی و در عین حال غم نخورد و خوشدل بود؟ مگه می‌شه درعرض چند روز مشکی روی مشکی بپوشی و داغ روی داغ ببینی و غم نخوری؟ درد آدمای اطرافت که عزیز و جوون‌ و بچه‌های سروقامت خودشونو در راه وطن از دست دادن و تو سال جدید اونهارو کنار خودشون ندارن رو ببینی و غم نخوری؟ اینها غم خوردن نداره؟ این یکی فکر کنم از عهده‌ی خودتون هم خارج باشه. اجازه بدید اندوه‌مون رو در آغوش گرفته و با درد خودمون خو بگیریم. اجازه بدید یه امسال رو با غم خودمون خوشدل باشیم. ما عزیزتر از جون از دست دادیم، اجازه بدید رها باشیم یه امسالو تو احساساتمون.
شب‌های‌روشن-
زمستون سه‌سال پیش که تا کله برف باریده بود، با یه گلدون پتوس رفتیم دم‌ آموزشگاه و از سر کلاس کنکور کشیدمش بیرون و برای اونی که اونورِ خیابون تو ماشینش نشسته بود و نگاهه توام با استرسش سمت ما بود ازش خواستگاری کردم و دور از چشم بقیه دستشونو گذاشتم تو دست هم، امسال اما دست فندوقشون تو دستمه و باورم نمی‌شه این دستای کوچولو و ظریف از رگ و خونِ دوستداشتنی ترین افرادِ زندگیمه، ثمره‌ی زندگیه دونفری که یه روزی خودم به‌هم نزدیکشون کردم.
فروید بعد جنگ جهانی اول نوشته بود زندگی حقیقتا دوباره جالب شده است، دوباره محتوای خود را باز یافته است. داشتم فکر می‌کردم بعد از این جنگ به چی احتیاج دارم که یاد این جمله‌ی فروید افتادم. آره منم دلم یه زندگی پساجنگ جالب رو می‌خواد. یه زندگی خوبِ محتوادارتر. نمیدونم چی ولی یه چیز متفاوت، در صحنه‌ی زندگی‌ های خصوصی‌مون، روابطمون، در صحنه‌ی جامعه، سیاست، روابط بین المللی. همچی. فکر‌می‌کنم لایقشیم.
ارزش خیلی از چیزها در مقایسه با متضادشون معلوم میشه. هرجا بین دوتا چیز گیر افتادی کافیه فقط برگردی و متضادشو نگاه کنی، می‌فهمی کدوم چیز و راه ارزشمند و درسته و کدوم نه. نمونه‌اش! غربی ها که اپستینو دیدن اومدن سمت ایران.
تو سرزمینی زندگی می‌کنیم که همیشه کانون تلاطم های اقتصادی و نظامی و سیاسی و غیره بوده. سرزمینی که اغلب اوقات تو ساید نرمال زندگی قرار نداشته و دائم درحال تغییر بوده. اونایی که درجریان این تلاطم هستن و به دنبال "عصر طلاییِ همیشگی"، هرگز نمی‌فهمن که راه رسیدن به موفقیت و عصر طلایی، در غلبه بر اون تلاطم هاست، نه در جستجوی اون بودن. خلاصه که درانتظار بهتر شدن اوضاع نمون، فقط پارو بزن.
قبلا برای ارزش‌گذاریِ درمورد آدمها هزارتا متر و معیار مختلف تو ذهنم داشتم، اما الان و توی این برهه فقط یه مورد واسه‌ام مهمه. اونم اینکه درباره‌ی "وطنش" چجوری حرف می‌زنه، چجوری فکر می‌کنه، نظرش چیه و چجوری می‌بینه.
می‌دونید منفور تر از ضدانقلاب و پهلوی‌خواه و غربگدا جماعت کدوم طیف از آدمهاست؟ اون دست از آدمهای راحت طلبی که هیچ گوهی در راستای ارتقای وضع زندگیشون نخوردن و از این‌ور تمامی ناکامی‌ها و بدبیاری هاشون که از کم‌کاری و تنبلی و بی‌تدبیری خودشون نشات می‌گیره رو میندازن گردن جمهوری اسلامی. لامصب اراده‌ای روش ندارم، به اینجور افرادی که برمی‌خورم سیستم گوارشم بهم میریزه دوست دارم روشون بیارم بالا.
جلد دوم رمان خاطرات خون‌آشام. دوبار سریالشو دیدم، چندبار نسخه‌های صوتی‌ش رو گوش دادم و اینبار رفتم سراغ کتابش. میدونم، دارم شورشو درمیارم، ولی هربار که ریواچش می‌کنم مثل روز اول واسم جذابه.