وقتی میخوام غذا گرم کنم، حواسش هست زیر شعلهی اجاق رو کم کنه دستهی قابلمه نسوزه. وقتی آرایش میکنم، حواسش هست بعد از رفتنِ من در ریملِ باز مونده رو ببنده خشک نشه. وقتی میریم خرید، حواسش هست چک کنه گوشیمو رو میز فروشنده جا نذاشته باشم. انگار یه محافظ نامرئیه. میدونه کی قراره خرابکنم، زود میاد جمعش میکنه. اینکه چی ریختن تو خاکِ مامانارو منم نمیدونم! هرچی هست یهچیزِ عجیبه.
دلم میخواد جای دریافت کاغذ تراکنشِ خرید کتاب، یه سند یا نمیدونم یه قولنامه بهم بدن و بگن خانوم این شما و اینم کتابخونهی مدنظرتون هدیهی ما به شما، مبارک باشه، به خوشی استفاده کنید. منم اون کاغذپاره رو بیتعارف قبول کنم و بذارم تو جیبم. چون فقط اینجوریه که چشم و دلم سیر میشه، نه با ماهی دوتا کتاب خریدن.
شما مثل من نباشید. وضعیت خودتونو با سن و سال نسنجید تا دست مایه ترس و نگرانیتون شه. سن یه اعلام موقعیته، نه یه اعلام وضعیت. سن میگه کجا ایستادی، نه که چطور باید باشی. تعیین اینکه تو کافی هستی یا ناکافی، عقبی یا جلو، پیشرفت کردی یا پسرفت، ارزشمندی یا نه و... کاملا به چیزی فراتر از این اعداد و ارقام بستگی داره.
صبرو تحملو انتظار کشیدنِ خالی سخت نیست، آدمیزاد سختجون تر از این حرفاست. چیزی که طاقت فرساش میکنه، عدم تضمینه. اینکه تو نمیتونی پیشبینی کنی و تضمین داشته باشی که پایان این همه صبوری و انتظار، خوشه یا نه.
کسی که قدردان و امیدواره هرروز چیزهای بیشتری برای قدردانی پیدا میکنه و کسی که عصبی و ناامیده موضوعهای زیادی برای ناامیدی و عصبی بودن.
ما خودمون تعیین میکنیم چه حسی به خودمون داشته باشیم؛ صبح پامیشی اگر هوا خنک و ابری باشه، حقوقتو ریخته باشن، یهفرد خاص ازت تعریف کرده باشه، پوستت جوش نداشته باشه و.. حالت خوبه و اگر برخلاف این باشه به زمین و زمان فحش میدی. که با اینکار در واقع داری اجازه میدی اتفاقای بیرون وارد بدنت شه، درحالیکه ما باید وسط باشیم و دنیا دورمون. به علاوه اینکه انرژی و احساس ما رو بقیهی چیزها اثر بذاره، نه بقیهی چیزها رو ما.
تو میتونی تو یه اوضاع گرهخورده و مشوش با خنکی یه لیوان شربت، با صبح الطلوع روزو استارت زدن، با گرفتن یه عکس ساده از یه چیز جالب تو مسیرِ کارت، با کشفِ یه مدل آرایشِ چشم جدید و.. همچنان ذوق کنی و قدردان باشی، ولی انقد میچسبی به همون کلاف گره خورده و خودتم بهش گره میخوری که حس میکنی زمین و زمان باهات لجن و تو بدبخت ترین آدم کرهی زمینی.
آره انسان طفلکی.
که میدونی اینارو ولی بلدش نیستی.