eitaa logo
کانال پرورشی بوستان دانش
398 دنبال‌کننده
979 عکس
42 ویدیو
112 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
💦💦تشنه بر سر دیوار💦💦 در باغی چشمه‌ای‌بود و دیوارهای بلند گرداگرد آن باغ. تشنه‌ای دردمند بالای دیوار با حسرت به آب نگاه می‌کرد. ناگهان خشتی از دیوار کند و در چشمه افکند. مرد آنقدر از صدای آب لذت می‌برد که تند تند خشت‌ها را می‌کند و در آب می‌افکند.آب فریاد زد: های, چرا خشت می‌زنی؟ از این خشت زدن بر من چه فایده‌ای می‌بری؟ تشنه گفت: ای آبِ شیرین! در این کار دو فایده است. اول اینکه شنیدن صدای آب برای تشنه حیات بخش است. مرده را زنده می‌کند. مثل صدای رعد و برق بهاری برای باغ سبزه و سنبل می‌آورد. پیام آزادی برای زندانی است و... فایدة دوم اینکه: من هر خشتی که برکنم به آب شیرین نزدیکتر می‌شوم. دیوار کوتاهتر می‌شود. خم شدن و سجده در برابر خدا مثل کندن خشت است. هر بار که خشتی از غرور خود بکنی دیوار غرور تو کوتاهتر می‌شود و به آب حیات و حقیقت نزدیکتر می‌شوی. هر که تشنه‌تر باشد تندتر خشت‌ها را می‌کند. هر که آواز آب را عاشق‌تر باشد. خشت‌های بزرگتری بر میدارد https://t.me/joinchat/AAAAAD0UQZCgxMt3KlBCLA 💢⭕️💢⭕️💢⭕️💢
مرد کری بود که می‌خواست به عیادت همسایه مریضش برود. با خود گفت: من کر هستم. چگونه حرف بیمار را بشنوم و با او سخن بگویم؟ او مریض است و صدایش ضعیف هم هست. وقتی ببینم لبهایش تکان می‌خورد. می‌فهمم که مثل خود من احوالپرسی می‌کند. کر در ذهن خود، یک گفتگو آماده کرد. اینگونه: من می‌گویم: حالت چطور است؟ او خواهد گفت(مثلاً): خوبم شکر خدا بهترم. من می‌گویم: خدا را شکر چه خورده‌ای؟ او خواهد گفت(مثلاً): شوربا، یا سوپ یا دارو. من می‌گویم: نوش جان باشد. پزشک تو کیست؟ او خواهد گفت: فلان حکیم. من می‌گویم: قدم او مبارک است. همه بیماران را درمان می‌کند. ما او را می‌شناسیم. طبیب توانایی است. کر پس از اینکه این پرسش و پاسخ را در ذهن خود آماده کرد. به عیادت همسایه رفت و کنار بستر مریض نشست. پرسید: حالت چطور است؟ بیمار گفت: از درد می‌میرم. کر گفت: خدا را شکر مریض بسیار بدحال شد. گفت این مرد دشمن من است. کر گفت: چه می‌خوری؟ بیمار گفت: زهر کشنده، کر گفت: نوش جان باد. بیمار عصبانی شد. کر پرسید پزشکت کیست. بیمار گفت: عزراییل. کر گفت: قدم او مبارک است. حال بیمار خراب شد، کر از خانه همسایه بیرون آمد و خوشحال بود که عیادت خوبی از مریض به عمل آورده است. بیمار ناله می‌کرد که این همسایه دشمن جان من است و دوستی آنها پایان یافت.   ♨️از قیـاسی که بـکرد آن کـر گـزین صحبت ده ساله باطل شد بدین اول آنـکس کـاین قیـاسکـها نـمود پـیش انـوار خـدا ابـلیس بـود گفت نار از خاک بی شک بهتر است من ز نـار و او خاک اکـدر است   پیام اخلاقی داستان ♨️گاهی انسان فکر میکند دارد خدا را ستایش میکند و در مسیر درست و صحیح پیش میرود اما مثل شخصیتِ داستان؛ درست عمل نمیکند و دچار اشتباه میشود   https://t.me/joinchat/AAAAAD0UQZCgxMt3KlBCLA۷ 💢⭕️💢⭕️💢⭕️💢
@loveshqAUD-20200426-WA0004.mp3
زمان: حجم: 1.5M
🎧🎤🎧 💠 ربّنا با صدای زیبا وملکوتی قاری نوجوان سید علیرضا موسوی...