eitaa logo
🌷به یاد شهدا🌷
680 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.6هزار ویدیو
21 فایل
امروزفضیلت زنده نگهداشتن یادوخاطره ی #شهدا کمتراز #شهادت نیست. کپی مطالب با ذکر صلوات آزاد است. ارتباط باخادم الشهدا👇 @Mehrabani1364 🔽تبادل داریم
مشاهده در ایتا
دانلود
نظر آیت‌الله بهاءالدینی راجع به حجاب 🌷 @byadshohada 🌷 با ما با شهدا بمانید 👆👆👆
🇮🇷 🇮🇷 ✫⇠قسمت :7⃣4⃣ ✍ به روایت سید ناصرحسینی پور نگهبان‌ها عکس امام خمینی را سیبل قرار دادند و گفتند در مسابقه دارت باید به طرف عکس رهبرتان نشانه‌گیری کنید! برای قسمت‌های مختلف عکس حضرت امام امتیازاتی مشخص کرده بودند.چشم و پیشانی و عمامه ده امتیاز، چانه و گونه هشت امتیاز، محاسن شش امتیاز و خود عکس چهار امتیاز! پیشنهاد برگزاری این مسابقه را شفیق عاصم، افسر بعثی بخش توجیه سیاسی،داده بود.هربار که می‌آمد نقشه پلیدی در سر داشت.طرح اعدام‌های مصنوعی فکر خودش بود. هر چند وقت یکبار یکی از اسرا را بیرون کمپ می‌برد، کنار دیوار قرار می‌داد و یا به پایه برق و ستون پرچم عراق می‌بست،چند نظامی با اسلحه می‌آمدند و به اسیر می‌گفتند قرار است اعدام شوی.یک بار این بلا را به سر من هم آورد.آن روز وقتی بهم گفت: «دستور صدام است که نیروهای واحد اطلاعات و عملیات رو اعدام کنیم.» واقعا باورم شده بود که اعدام می‌شوم! وقتی موضوع این مسابقه مطرح شد،بچه‌ها اعتراض کردند. مقاومت و غیرت بچه‌ها، عراقی‌ها را عصبانی کرد. ولید و ماجد به خشونت متوسل شدند.بچه‌ها حاضر نشدند در مسابقه شرکت کنند.عکس امام دست حامد بود.عکس را روی کارتن چسبانده بودند.ولید به من پیله کرده بود که در این مسابقات شرکت کنم.به ولید گفتم: «تو خط مقدم به خاطر اینکه حاضر نشدم به امامم توهین کنم، با اینکه پایم قطع بود و فقط به یه تکه پوست و رگ وصل بود، افسر شما دو گلوله به هردو پایم شلیک کرد، تو می‌گی به طرف عکس رهبرم نشانه‌گیری کنم؟! به خدا اگه بمیرم این کار رو نمی‌کنم.»گفت: «پس باید سر خودتو به جای عکس خمینی نشانه‌گیری کرد.» گفتم: «سر من فدای یه تار موی امام.» اینجا بود که با کابل و لگد به افتاد به جانم. بعد از اینکه با مقاومت بچه‌ها مواجه شدند یک قدم عقب‌نشینی کردند و تصمیم گرفتند خودشان در این مسابقه شرکت کنند. داشتم وارد بازداشتگاه میشم که یک‌دفعه به زمین افتادم.از درد آرنجم، چشمانم سیاهی رفت.سر چرخاندم ببینم چه کسی عصایم را از زیر بغلم کشید.حامد بود. او در حالی که عاصبم کابلش شده بود، با فحش و ناسزا به سر و کمر اسرا می‌کوبید و از بچه‌ها می‌خواست صف توالت را خلوت کنند.وقتی می‌دیدم حامد با عصایم به بچه‌ها می‌کوبد، سختم بود. دست نوشته ها و اطلاعات مهمی در عصایم جاسازی کرده بودم. آن‌ها را درآوردم و لا‌به‌لای متکای ابری جاسازی کردم و به اتاق سرنگهبان رفتم.سعد آنجا بود.به سعد گفتم: «حامد با این عصا بچه‌ها رو می‌زنه، حقیقتش رو بخواید من عصایی رو که شما باهاش بچه‌ها رو می‌زنین، نمیخوامش.من از دوستانم خجالت می‌کشم با این عصا راه برم!» - اگه خجالت می‌کشی باهاش راه نرو! - باهاش راه نمی‌رم، پا ندارم دست که دارم! عصایم را با ناراحتی زمین گذاشتم و نشسته با کمک دست‌هایم از اتاق سرنگهبان بیرون آمدم.یک لنگه دمپایی‌ام کفش دست چپم بود.با اینکه زندگی در شلوغی بدون عصا برایم سخت بود، اما راضی بودم. ادامه دارد...✒️ 🍃جهت تعجیل در فرج و سلامتی آقا و شادی روح امام و ارواح طیبه شهدا صلوات🍃 🌷 @byadshohada 🌷 با ما با شهدا بمانید 👆👆👆
animation.gif
6.82M
🔷🔹🔹 🍃ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﻣﺎﻩ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﻣﻘﺎﺭﻥ ﺑﺎ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻩ... 🍃ﺍﻟﻬﯽ ﻧﺼﯿﺮﻣﺎﻥ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺑﺼﯿﺮ ﮔﺮﺩﯾﻢ ﺑﺼﯿﺮﻣﺎﻥ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻣﺴﯿـﺮ ﺑﺮ ﻧﮕﺮﺩﯾﻢ 🍃ﺍﻟﻬﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﯿﻨﻪ‌ﻫﺎﯾﻤــﺎﻥ ﺑﺰﺩﺍﯼ ﺯﺑﺎﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻍ ﻭ ﺗﻬﻤــﺖ نگهدﺍﺭ ﺍﮔﺮ ﻧﻌﻤﺘﻤﺎﻥ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﺷﺎﮐﺮﻣـﺎﻥ ﮐﻦ ﺍﮔﺮ ﺑﻼ ﺍﻓﮑﻨﺪﯼ ﺻﺎﺑﺮﻣﺎﻥ ﮐﻦ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺁﺯﻣﻮﺩﯼ ﭘﯿﺮﻭﺯﻣـﺎﻥ ﮐﻦ. 🌺 فرا رسیدن عید سعید فطر و حلول ماه شوال مبارک باد 🌺 🍃طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق تعالی🍃 🌷 @byadshohada 🌷 با ما با شهدا بمانید 👆👆👆
🇮🇷 فرازےازوصیتنـــــامہ 🇮🇷 📄دوستان و همرزمان بزرگوارم، خدا را شاهد میگیرم که خود را لایق جمع معنوی و ولایی شما نمی‌دیدم این را لطف پروردگار می‌دانسته‌ام که توفیق همنشین بودن با شما را برایم رقم زده است.  ▫️انشاءالله، در آخرت هم مرا همنشین دوستان شهیدم، بگرداند حقا که از خواص هستید، قدر خود را بدانید، و حال خود را حفظ کنید. ▫️اگر توفیق دستبوسی امام خامنه‌ای را داشتید، سلامم را به ایشان برسانید. ▫️امیدوارم، مانند دوستان شهیدمان عمر من نیز به شهادت ختم شود ان‌شاءالله. و این نه از روی لیاقت، که هرگز خود را لایق ندیدم و لکن من باب کرامت و تفضلات الهی، هر لحظه آرزوی شهادت را در سینه داشته‌ام. ▫️مدافـــــع حـــــرم▫️ #شهیـد_مرتضـــــی_مسیب‌زاده 🌷 @byadshohada 🌷 با ما با شهدا بمانید 👆👆👆
💌 حقیقت عید #پیام_عالی 🌷 @byadshohada 🌷 با ما با شهدا بمانید 👆👆👆
🇮🇷 سیره شهدا 🇮🇷 ◽️شهید به مسئله حق‌الناس بسیار حساس بود به‌طوری‌ که هرگاه کسی حق یک نفر را غصب می‌کرد بسیار ناراحت می‌شد، همیشه به پدر و مادر احترام می‌گذاشت، تواضع و حسن خلق داشت. بارها می‌گفت وقتی در منزل قرآن می‌خوانی آرام نخوان سعی کن با صدای بلند بخوانی چرا که فرزندت می‌شنود و در روح، آینده و خوب بودن او تأثیر می‌گذارد، درست است که بچه مشغول بازی می‌شود ولی همین‌که صدای قرآن در خانه بلند باشد و به گوش او می‌رسد تأثیرگذار و سرنوشت‌ساز است همین خصوصیات خوب برادرم سبب شهادتش شد. راوی 👈 برادر شهید ▫️مدافـــــع حـــــرم▫️ #شهیـد_قـــــدرت_عبدیـــــان 🌷 @byadshohada 🌷 با ما با شهدا بمانید 👆👆👆
💠 آجیل‌مخصوص 😊 شوخ‌طبعی‌اش باز گل‌کرده ‌بود. همه‌بچه‌ها دنبالش‌می‌دویدند و اصرارکه به‌ما هم‌آجیل‌بده، اما اوسریع دست‌تو دهانش‌می‌کرد ومی‌گفت: نمیدم‌که‌نمیدم! آخریکی‌از بچه‌ها پتویی‌آورد و روی‌سرش‌انداخت. 🌷 @byadshohada 🌷 با ما با شهدا بمانید 👆👆👆
#قانون_سوم ◽️خدايا! اعتراف می‌كنم از اينكه مرگ را فراموش كردم و تعهد كردم مواظب اعمالم باشم ولی نشدم؛ حداقل هر شب قبل از خواب بايد دو ركعت نماز تقرب بخوانم. ⚠️ اگر به هر دليلی نتوانستم اين دو ركعت را بجا بياورم روز بعد بايد ۲۰ ريال صدقه و ۸ ركعت نماز قضا بجا بياورم. 《تاريخ اجراء ۱۳۶۹/۵/۲۶》 #قوانین_ده‌گانه #تزکیه_تهذیب‌نفس #شهید_سیدمجتبی_علمـــــدار  🌷 @byadshohada 🌷 با ما با شهدا بمانید 👆👆👆
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴چرا اینقدر هزینه میکنند برای تخریب حجاب؟؟؟ اگه فکر میکنید دلشون برای خانمای ما میسوزه حتما این👆 کلیپ رو ببینید 👈 حذف حجاب 👇 مقدمه ای برای حذف ولایت فقیه🙁 #پویش_حجاب_فاطمے
🇮🇷 🇮🇷 ✫⇠قسمت :8⃣4⃣ ✍ به روایت سید ناصرحسینی پور هفته اول با همان یک لنگه دمپایی‌ام و یک نصف آجر راه میرفتم. حامد بهم تذکر داد و گفت: آجر در اردوگاه ممنوع است. دیگر حق نداشتم از ان استفاده کنم. اسرایی که بیگاری رفتند،مشکلم را حل کردند. حسیم جعفری یک کفِ کفش بلااستفاده برایم آورد. نمی‌خواستم برای رفتن به توالت،بچه‌ها زیر بغلم را بگیرند. یک لنگه دمپایی خودم و کف کفشی که حسین برایم آورد،کفش‌های دستم شد.با استفاده از آن‌ها به صورت نشسته رفت و آمد می‌کردم.توالت که می‌رفتم،دست‌هایم نجس می‌شد. بیرون که می‌آمدم بچه‌ها از سهمیه آبشان روی دستم می‌ریختند.بچه‌ها اصرار داشتند برای جابه‌جا شدن، کولم کنند، قبول نمی‌کردم. بعد از چند روز عصایم را برایم آوردند. ظاهرا دکتر موید که خودش مثل من یک پایش مصنوعی بود سفارش مرا کرده بود. امروز یکشنبه دوم بهمن ۱۳۶۷، قبل از ظهر سعد دستور داد آماده جابه‌جایی شویم.بار و بندیلمان را برداشتیم و آماده شدیم.دار و ندارم یک کیسه انفرادی، یک لیوان حلبی و یک دشداشه عربی بود. ما را به سوله‌ها بردند.اطراف سوله را سیم‌های خاردار حلقوی، برجک‌های دیده‌بانی و چند زره پوش احاطه کرده بود. زندگی در سوله با زندگی در کمپ ملحق متفاوت بود.در هر سوله بیش از هزار اسیر کنار هم زندگی می‌کردند. از دیدن اسیر نُه ساله‌ای تعجب کردم. فکر می‌کردم یکی از نگهبان‌ها فرزندش را با خودش به اردوگاه آورده.می‌گفتند: «این بچه نُه ساله اسیر شده.» کنجکاو شدم.کم سن و سال‌ترین اسیر اردوگاه بود.امیر نام داشت.اهل یکی از روستاهای مرزی ایلام بود. با برادرش ابراهیم اسیر شده بود.آخرهای شب،رفتم پیشش.جریان اسارتش را تعریف کرد. عراقی‌ها غافلگریشان کرده بودند.ابراهیم، برادر بزرگ از عراقی‌ها خواهش کرده بود، گوسفندانشان را ببرند ولی اسیرشان نکنند. عراقی‌ها قبول نکرده بودند.ابراهیم از عراقی‌ها خواسته بود خودش را ببرند ولی با امیر کاری نداشته باشند. تلاش ابراهیم برای قانع کردن عراقی‌ها بی‌فایده بود! امیر را درک می‌کردم.گوشه‌گیر شده بود. سعی کردم به زندگی و آزادی امیدوارش کنم. امشب،دلتنگ خانواده‌اش بود. ابراهیم و امیر برادرزاده‌های عمو ابراهیم بودند. عمو ابراهیم پیرمرد هفتاد ساله ایلامی از امیر مواظبت میکرد. او پیرترین اسیر سوله بود.عمو ابراهیم در جست‌و‌جوی برادرزاده‌هایش امیر و ابراهیم به خط مقدم آمده بود.نزدیک مرز، عراقی‌ها او را هم اسیر کرده بودند! امروز بیست و دوم بهمن ۱۳۶۷، دهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی است.در این روزها حساسیت‌ها و مراقبت‌های شدیدی از سوی نگهبان‌ها اعمال می‌شد. ادامه دارد...✒️ 🍃جهت تعجیل در فرج و سلامتی آقا و شادی روح امام و ارواح طیبه شهدا صلوات🍃 🌷 @byadshohada 🌷 با ما با شهدا بمانید 👆👆👆
🌸🕊 #رفیــــــــق‌شھیــــــــــدمـ...❣ ♡ما براے اینڪہ از دعاے شهدا برخوردارباشیم، باید در مسیر آنها حرڪت ڪنیم و بدانیم، دعاے شهدا، جزو دعاهاے مستجاب است.♡ ( آیت اللہ جوادے آملے ⇧) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ #شھیــــد_ابراھیــــم‌ھــادے 🌷 @byadshohada 🌷 با ما با شهدا بمانید 👆👆👆
🇮🇷معـــــرفے شهیـــــد 🇮🇷 ●نام⇦ رضـــــا خرمـــــی ●تاریخ تولد⇦ ۱۳۵۳/۸/۲۹ ●تاریخ شهادت‌⇦ ۱۳۹۵/۳/۱۴ ●محل تولد⇦ تهران ●مزار شهید⇦ تهران، امامزادا سید اسماعیل 🔻محل شهادت: منطقه خلسه، جنوب خانطومان سوریه، بر اثر حمله انتحاری تکفیریها 🌹➼‌┅═🕊═┅┅───┄ #خصوصیات_اخلاقی_شهید ▫️علاقه‌ی بسیار زیادی به فرزندانشان داشتند. شب‌هایی که به‌ خاطر ماموریت دیر به خانه می‌رسیدند با مادر تماس می‌گفتند و می‌گفتند: «به بچه‌ها بگو بیدار باشند تا آنها را ببینم.» گاهی مواقع که آخر شب با خستگی شدید به خانه می‌رسیدند و بچه‌ها می‌خواستند که بیرون برویم پدر مخالفت نمی‌کردند، حتی بعضاً خودشان پیشنهاد می‌دادند.» ▫️مدافـــــع حـــــرم▫️ #شهیـد_رضـــــا_خرمـــــی 🌷 @byadshohada 🌷 با ما با شهدا بمانید 👆👆👆