2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام 🖐🏻 صبحتون به خوشمزگی این صبحانه دلچسب ☺️
آه از كمى زادجقدر به او می مانیم شیعه ایم ؟!
همچون مار گزيده به خود مى پيچيد و از سوز دل گريه مى كرد.
وَ قَالَ فَأَشْهَدُ لَقَدْ رَأَيْتُهُ فِي بَعْضِ مَوَاقِفِهِ
وَ قَدْ أَرْخَى اللَّيْلُ سُدُولَهُ وَ هُوَ قَائِمٌ فِي
مِحْرَابِهِ، قَابِضٌ عَلَى لِحْيَتِهِ، يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِيمِ وَ يَبْكِي بُكَاءَ الْحَزِينِ وَ يَقُولُ:
يَا دُنْيَا يَا دُنْيَا، إِلَيْكِ عَنِّي؛أَ بِي تَعَرَّضْتِ؟
أَمْ إِلَيَّ تَشَوَّقْتِ؟ لَا حَانَ حِينُكِ؛ هَيْهَاتَ،
غُرِّي غَيْرِي؛لَا حَاجَةَ لِي فِيكِ؛ قَدْ طَلَّقْتُكِ ثَلَاثاً لَا رَجْعَةَ فِيهَا؛ فَعَيْشُكِ قَصِيرٌ وَ خَطَرُكِ يَسِيرٌ وَ أَمَلُكِ حَقِيرٌ.
آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِيقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ
وَ عَظِيمِ الْمَوْرِدِ.....
نهج البلاغه حکمت ۷۷
در حالى كه شب تاریک بود و او در
محرابش به عبادت ايستاده محاسن مبارك
را به دست خود گرفته و همچون مار گزيده
به خود مى پيچيدو از سوز دل گريه مى كرد و مى گفت اى دنيا! اى دنيا! از من دور شو
تو خود را به من عرضه مى كنى يا اشتياقت را به من نشان مى دهى؟
(تا مرا به شوق آورى؟)
هرگز چنين زمانى براى تو فرا نرسد
(كه در دل من جاى گيرى).
هيهات (اشتباه كردى و مرا نشناختى)
ديگرى را فريب ده، من نيازى به تو ندارم.تو را سه طلاقه كردم; طلاقى كه رجوعى در آن نيست.
زندگى تو كوتاه و مقام تو كم و آرزوى تو را داشتن ناچيز است.
آه از كمى زاد و توشه (آخرت) و طولانى بودن راه و دورى سفرو بس مهم و پرخطر بودن محل ورود
🍃🌸