صبر کن باران بگیرد میروم
یا که پایم جان بیگرد میروم
صبر کن من بغض دارم اندکی
گریه ام پایان بگیرد میروم
میروم با قلب جامانده ولی
اندکی مهلت بده با جان خسته میروم
یاد چشمانت میافتم گهگدار
آسمان امشب ببارد میروم
کاش هرگز نشود قسمت تو حال بدی
صبر کن، باران بگیرد میروم
𝑐𝑎𝑓𝑒 ℎ𝑎𝑛𝑖𝑓𝑎
مىرسد روزى که بىمَن لحظهها را سر کنى مىرسد روزى که مرگِ عشق را باور کنی...
مىرسد روزى که تنها در کنارِ عکسِ من
شعرهـاى کهنهام را مو به مو از بَر کُنى
توی یک شعر نوشتم که نرو میمیرم ؛
خواندش و خندهکُنان گفت: الهی چه قشنگ!