𝑐𝑎𝑓𝑒 ℎ𝑎𝑛𝑖𝑓𝑎
مىرسد روزى که بىمَن لحظهها را سر کنى مىرسد روزى که مرگِ عشق را باور کنی...
مىرسد روزى که تنها در کنارِ عکسِ من
شعرهـاى کهنهام را مو به مو از بَر کُنى
توی یک شعر نوشتم که نرو میمیرم ؛
خواندش و خندهکُنان گفت: الهی چه قشنگ!
هدایت شده از 𝑐𝑎𝑓𝑒 ℎ𝑎𝑛𝑖𝑓𝑎
زشت است که شاعر
وسط خواندنِ یک شعر
با آمدنِ واژه ی برگرد
بِگِریَد!