هدایت شده از خیآل.
چرا وایستادی و کاری نمیکنی؟
چرا دستهات بیکار مونده؟
«بیا، بیا و بغلم کن.»
𝑐𝑎𝑓𝑒 ℎ𝑎𝑛𝑖𝑓𝑎
لبِ من سوی لبت می رود و می آید آخ .. از این همه تکرار خوشم می آید
بغلت میکنم و در بغلت می میرم
من از این کار از این کار! خوشم می آید...