eitaa logo
🇵🇸•كآفِه رَحيـــٓــمی•🇮🇷
895 دنبال‌کننده
71 عکس
132 ویدیو
1 فایل
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.| بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «کافه‌رحیمی» در تلگرام؛ با همین آیدی.
مشاهده در ایتا
دانلود
اون‌روزا می‌گفتم «یه روزی می‌فهمید این مرد، ایرانی‌ترین و مومن‌ترین و بهترین نعمتی بود که خدا به ایرانِ ما داده» رسید این روز، و نمی‌شه باورم...... آه عزیزدلم عزیزدلم عزیزدلم
تولهٔ قاتل حرومیِ پهلوی دلش برای ۳ سرباز کشته شدهٔ امریکایی سوخته؛ نه برای ۱۴۸ تا بچهٔ دبستان میناب، نه برای مردم عادی خیابون نیلوفر، نه برای بیمارای بیمارستان گاندی، نه برای بازار تهران! مثل پدر و پدربزرگِ بی‌شرف قاتلش داره پس‌موندهٔ کاسهٔ امریکا رو لیس می‌زنه که جلوش یه تیکه استخون بندازن… باباش کاپیتولاسیون تصویب می‌کرد که جونِ ایرانی جلوی جونِ امریکایی «هیچ» باشه! خودش نمونهٔ صدبرابر خفت‌بار‌تر و کثافت‌تر باباشه… حالا که دلت سوخته بگم که تلفاتِ تروریست‌های امریکایی و اسرائیلی صدها برابر بیشتر از اینه که نوشتی؛ بدبختِ فراری! هیچوقت از گندم مُلکِ ری نخواهی خورد و در غربت و فرار خواهی مرد… این میدون «مَرد» می‌خواد! مثل سیدعلی! نه دلقکِ فراری و قاتل و هیچی‌نداریِ مثل تو…
این داغ که به دلِ ما گذاشتید نه با زجرکُش کردنِ نتانیاهو و ترامپ، نه با کشتنِ پهلوی، نه با خروج امریکا از منطقه، نه با شخم زدنِ تموم اسرائیل و کشورهای شریک جرمش؛ با هیچی سرد نمی‌شه. جز با ظهور، جز با ندای «الایا‌اهل‌العالم انا امام‌القائم...»
همسرِ آقاسیدعلی هم شهید شدن؛ پدر، مادر، فرزند، نوه، داماد. خانوادهٔ شهید خامنه‌ای. رهبر و فرماندهٔ ما با خانواده‌اش تو میدون بود. وسط میدون. بهش گفتن چرا نمی‌رید پناهگاه؟ گفت خونه‌های مردم موشک بخوره که من برم پناهگاه؟ اقای ما فرار نکرد، اقای ما با چمدون‌های پر از جواهر و پول فرار نکرد، اقای ما از اونورِ آب فراخوان نداد، اقای ما موند و با خانواده شهید شد...
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عزیز شهیدِ ما می‌گفت خودتون موشک بسازید! خریدنی نباشه که وقتی تموم شد محتاج بشید. خودش بالاسرِ بچه‌های موشکی وایمیساد، خودش خط می‌داد، تو جنگ ۱۲ روزه حتی تعداد موشک‌هایی که به هر نقطه شلیک می‌شد رو تعیین کرده بود؛ شخصا و مستقیماً. عزیزِ شهیدِ ما امروز هم پدر شهیده، هم پدربزرگِ شهید، هم همسرِ شهید. اقاسید از آسمون‌ها می‌بینی؟ می‌بینی بچه‌های دلاورت دارن چی‌کار می‌کنن؟ با همون موشک‌هایی که گفته بودی «خودتون بسازید و محتاج نباشید»، امون نمی‌دن به این حرومزاده‌ها… فرماندهٔ من، عزیزدلم می‌بینی؟
تو سخنرانی آخرت که گفتی: «امام حسین فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثلِ یزید بیعت نمی‌کند» روز دهم ماه رمضون، با زبونِ روزه تشنه شهید شدی؛ به امان‌نامه‌ها اعتنا نکردی و شهید شدی. حسینی بودی که حسینی شهید شدی... عزیزدلم! عزیزدلم... هیهات‌منّ‌الذله...
«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ نَادِ عَلِیًّا مَظْهَرَالْعَجائِبِ تَجِدْهُ عَوْنًا لَکَ فِی النَّوائِبِ کُلَّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَیَنْجَلِی بِعَظَمَتِکَ یا اَللهُ بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدُ بِوِلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ» ۱۱۰ مرتبه بخونید...
توکل بر خدایی که خرمشهر رو با دست‌های خالیِ رزمندگان ما آزاد کرد، خدایی که نامِ علی(ع) رو از مأذنه‌هایِ ما جاری کرد، خدایی که شن‌های طبس مامورِ او بودن، خدایی که ۴۷ سال در برابر ابرقدرت‌هایی که جز به ویرانی و تجزیهٔ ما راضی نیستن؛ ما رو یاری کرد. روزگاری با دستِ خالی! امروز با دستِ پر بچه‌های سیدعلی خامنه‌ای... خدایی که آنچه در اسمان‌ها و زمین است، از آنِ اوست. توکلتُ علی‌الله.
هدایت شده از مُحَلِّل
در حالی که امشب یکی از سنگین ترین آتش‌ها بر روی مواضع موشکی در حال اجراست، اما همزمان یکی از سنگین‌ترین امواج موشکی ما بر روی شمال تا جنوب رژیم، قبرس، بحرین، کویت، امارات، قطر و عربستان با قدرت و همراه با اصابت در حال اجراست. به وضوح داریم دست خدا را می‌بینیم؛ الله فی‌الساحه..
جلوی چشمتون عموهاتون دارن خاکِ کشورتون رو بمباران می‌کنن؛ صدای انفجار می‌شنوید؛ خونه‌هاتونم می‌لرزه اما یه جوری مسخ و بدبختِ اینترنشنال و منوتو شدید که چیزایی که با گوش‌هاتون می‌شنوید و به چشم می‌بینید رو هم نمی‌تونید باور کنید! موجودِ مسخ‌شده همین‌قدر بدبخته. جلوی چشمش به مادرش تجاوز کنن می‌گه: «نه بابا تجاوز کجا بود؟ نوازش و دست‌درازیِ محدودی به قصد تکریم مقام مادره! یه چیزی شبیه مداخلات نظامی بشردوستانه.»
خدایا از تو ممنونم که به من پدر و مادری دادی تا سرِ سفرهٔ لقمه‌های حلال‌شون؛ محبت این «ولیِ خدا» سلول به سلول وجودم رو پر کنه، تا هم در طولِ حیات پر‌برکت، مقتدر و مظلومانه‌ش؛ و هم در زمانهٔ شهادتش، قلبم از عشقش مملوء باشه و بسوزم و بسوزم؛ تا قد بکشم، بزرگ بشم... حقیرم! بزرگم کن.
این‌شبا که انگار صدسال گذشته؛ من صد‌ساله چند‌ساعت تو میدون انقلاب وایمیسم! صدساله دعای فرج می‌خونم؛ صدساله که تا می‌رسم به «جانم فدای رهبر» دست مشت می‌کنم و بغض می‌شکنم اما زیرِ لب می‌گم «نشد فدای تو بشم...» صدساله که نیستی و انگار صدساله که بلند داد می‌زنیم «ای رهبرِ شهیدم، راهت ادامه دارد...» اونقدر که صدامون می‌گیره... عزیزدلم.