eitaa logo
🇵🇸•كآفِه رَحيـــٓــمی•🇮🇷
892 دنبال‌کننده
71 عکس
132 ویدیو
1 فایل
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.| بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «کافه‌رحیمی» در تلگرام؛ با همین آیدی.
مشاهده در ایتا
دانلود
اینا ذاتشون همینه؛ تو جزیره اپستین به بچه‌ها تجاوز می‌کردن، می‌کُشتنشون، دست و پاهاشون رو قطع می‌کردن، خونشون رو می‌نوشیدن و مناسکِ شیطانی انجام می‌دادن تا برای خدای شیطانی‌شون قربانی‌شون بکنن؛ برای همین هرجا برای «آزادی» پا می‌ذارن، خونِ بچه می‌ریزن... با همین خویِ شیطانی‌شون مغز یه عده احمق رو مسخ می‌کنن و از «انسان» تبدیل‌شون می‌کنن به پیاده‌نظامِ ابلیس!
وقتی کاربرای خارجی، بحرینی‌ها، فلسطینی‌ها و ... فریاد می‌زنن و می‌نویسن ما کنارِ ایران و سیدعلی خامنه‌ای ایستادیم و یه عده بی‌خاصیتِ ناکام؛ با یه شایعه زوزه می‌کشن و کف می‌زنن! یادِ حرف آیت‌الله حائری بیفت که گفت «اسراییل آمده بیعت بگیرد! پاکانِ عالم حتی اگر وسط اروپا و امریکا باشند برای ما، ناپاکانِ عالم حتی اگر میانِ ما باشند، برای آنها! این قرار ما با آنهاست!» تو تیمِ شمام سیدعلی! ایمانت، وجودت، ابهتت، نورانیتت، صدات مایهٔ آرامش منه، و این افتخار منه!
هرجا بودم، ایستاده و نشسته! به خنده یا گریه، به صلح یا جنگ؛ بلند فریاد زدم که تمامِ وجود منی آقا‌سیدعلی...
فریاد بزن عقیده‌تو! فریاد بزن ارزش‌هات رو! از چی می‌ترسی؟ تو به همینا زنده‌ای...
درود بر تنها‌شدن‌هایی که با بلند حرف زدن از ارزش‌ها و اعتقادت؛ می‌شه «انتخابت»!
چجوری به دلی که منتظر این پیامه «پخش سخنرانی رهبر انقلاب تا دقایقی دیگر» حالی کنم که دیگه منتظر نباشه؟ چجوری به مغزی که فقط می‌خواد بخوابه و بعد هربار بیدار شدن می‌پرسه «چی‌شده؟» حالی کنم که چی‌شده؟
زورم نرسید به کل دنیا بفهمونم خوبی‌هاتو عزیزدلم..........
یه روز گفتن مگه علی نماز می‌خوند که تو محراب شهید شد؟ امروز میگن مگه سیدعلی فرار نکرده بود که تو میدون شهید شد؟ اما نشد که من بشم فدای تو، عزیزدلم..........
وقتی قنوت می‌گرفتی و دست جانبازت رو با دست سالمت نگه می‌داشتی، تو قنوت نمازت چی خواسته بودی؟ چجوری خواسته بودی؟ که خدا تموم لحظات عمرت تورو برای خودش می‌خواست عزیزدلم..........
دست جانبازت زیر عبای تو بود و گفتی من زیر بیرق ابالفضل‌العباسم؛ امان‌نامه نگرفتی که تسلیم بشی، شهید شدی! شهید، تو زند‌ه‌ای، نور همیشگی زندگی من، عزیزدلم..........
امشب تو میدون انقلاب عزادارت بودیم آقا، جمعیت یه صدا می‌گفتن «ای رهبر عزیزم، شهادتت مبارک» صدای هق‌هق همه بلند شد، پاهام نای وایستادن نداشت، نشستم رو زمین. بغل میدون رو که زدن؛ همه با همون صدای بغض‌آلود داد زدن: الله‌اکبر. گریه‌ها خشم شد، دست‌ها مُشت. پدافندا کار کرد، الله‌اکبرها بیشتر شد. سردیِ هوا صورتهای خیسِ مردم رو خنک می‌کرد، عکس‌هات رو می‌بوسیدن، می‌بوییدن، امشب تو میدون انقلاب هیچکس دیگه از مرگ نمی‌ترسید عزیزدلم، اُف بر دنیای بدون تو، و اُف بر دنیایی که بدونِ حضرت صاحب اذنِ نفس کشیدن داره...
حالا منم دیگه از صدای انفجار و جنگ، و از مرگ هم نمی‌ترسم عزیزدلم.........