💠عادت هاى عجیب نویسندگان معروف جهان:
#کافکا وسواس عجیبی در مورد اشیای پرنده داشت. مدام میترسید که چیزی بخورد توی سرش. در نتیجه کلاه ایمنی را اختراع کرد.
@caffeketaaab☕️📚
💠#چارلز_دیکنز، نویسنده مشهور رمان #الیور_تویست عادت داشت پیش از نوشتن به همه جای خانه سرکشی کند. بعد مجسمه کارد مخصوص پاره کردن کاغذش را بارها روی میز جابهجا میکرد. ادعا میکرد اگر این لوازم سرجایشان نباشد، نمیتواند بنویسد. اما جالبتر اینکه، او پیش از آن شروع به نوشتن کند،دستهایش را بارها و بارها میشست. مثلاً خدمتکارش میگوید او یک بار 37 بار پشتسر هم دستهایش را شست.
@caffeketaaab☕️📚
💠#تولستوی پس از نوشتن طرحی مختصر با مرکب، کارش را تایپ میکرد. او از مداد متنفر، اما عاشق خودنویس بود، آنگونه اعتراف کرده که حتی حاضر بوده دست به سرقت خودنویس بزند. تولستوی در تمام زندگی عادت داشت اگر در خلال کار به مشکلی برخورد کرد. به نوعی بازی یک نفره بپردازد. مثلاً عاشق شطرنج بود.
@caffeketaaab☕️📚
💠عصر جمعه تون به خیر و شادی💞
📌امروز قراره یه معرفی داشته باشیم از کتاب و نویسنده ای که از دنیای ادبیات آمریکا میاد. 🙈
📌به دست دو تن از قاتلان مشهور دنیا میفته و منجر به قتل یک خواننده و یک بازیگر هالیوود میشه.😱
@caffeketaaab☕️📚
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
💠 #جی_دی_سلینجر، با نام کامل جروم دیوید سلینجر، نویسندهی معاصر آمریکایی (.ژانویهی ۱۹۱۹ تا ۲۷ ژانویهی ۲۰۱۰) است.🤗 عمدهی شهرت او به دلیل نقد جامعهی مدرن غرب و بهویژه آمریکاست که اوج این مسئله را میتوان در کتاب دردساز مدنظر دید. کتابهای #فرنی_و_زویی و #جنگل_واژگون از دیگر آثار شناختهشدهی او هستند.
@caffeketaaab☕️📚
💠 این کتاب نام جی. دی. سلینجر را بر سر زبانها انداخت و او را با شهرت زیادی روبهرو کرد، تا جایی که یک بنگاه انتشاراتی در سال 1999 این کتاب را به عنوان شصتوچهارمین رمان برتر سدهی بیستم اعلام کرد.
💠 جی. دی. سلینجر، پس از یک عمر فعالیت، با آثاری کمتعداد اما عمیق و تأثیرگذار، در 91سالگی در 27 ژانویهی سال 2010 درگذشت. 🪦
@caffeketaaab☕️📚
💠 داستان کتاب در ابتدا به صورت دنبالهدار در طول سالهای 1945 تا 1946 منتشر شد و مخاطبان آن در ابتدا بزرگسالان بودند. اما پس از انتشار، این اثر توانست جایگاه ویژهای در میان نوجوانان باز کند و با استقبال بالایی از سوی مخاطب نوجوان روبهرو شد. 🪁
@caffeketaaab☕️📚
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
💠 کتاب #ناطور_دشت داستانِ نوجوانی هفدهساله به نام هولدن کالفیلد را روایت میکند که تا زمانی که نامهی اخراج از مدرسه را به دست والدینش برساند، دو روز را در شهر سرگردان است. در این دو روز میتوانیم تغییرات شخصیت کالفیلد را در جامعهی مدرن و پرهرجومرج آمریکا ببینیم و از بین رفتن معصومیت کودکی و گذار او به بزرگسالی را شاهد باشیم.
@caffeketaaab☕️📚
💠 این کتاب در مناطقی از آمریکا بهعنوان کتاب «نامناسب» و «غیراخلاقی» شمرده شده و در فهرست کتابهای ممنوعهٔ دههٔ ۱۹۹۰ — منتشرشده از سوی «انجمن کتابخانههای آمریکا» — قرار گرفت. کتاب با وجود آنکه از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۲ جزو آثار ممنوعه یا بهشدت سانسور شده بود اما توانست تبدیل به دومین اثر تدریسشده در مدارس ایالات متحده گردد.
💠ناتور دشت تلفیقی از بازنمایی زندگی خودِ نویسنده و نوجوانِ دههی پنجاه آمریکایی است. پس این رمان نه به صورت مستقیم بلکه غیرمستقیم بر اساس واقعیت نوشته شده است.
@caffeketaaab☕️📚
💠 چرا هرگز اقتباسی از فیلم ناطور دشت نشد⁉️
شاید عجیب به نظر برسد که طرفداران یک رمان مشهور نمیخواهند فیلمشدن اثر محبوبشان را ببینند اما اگر این کتاب را خواندهاید، درک میکنید که چرا آنها چنین دیدگاهی دارند. هولدن کالفیلد در بدو ورود به جامعه، از چیزهای مختلفی متنفر میشود و هالیوود یکی از آنها است. او احساس میکند که توسط آدمهای تقلبی محاصره شده است و شاید هیچکس تقلبیتر از «بازیگران» نباشد. هولدن آنقدر از هالیوود بیزار است که در همان صفحههای اولیهی کتاب این جمله را میگوید: «اگر یک چیز باشد که از آن متنفرم، سینما است. حتی نمیخواهم اسمش را بشنوم». او به دنبال یک ارتباط انسانی واقعی است، چیزی که هرچه تقلا میکند، نمیتواند آن را بیابد.
💠 پاسخ منفی سلینجر به هالیوود نیز دلیل دیگر این موضوع است.
@caffeketaaab☕️📚