نقل است که احمد در همهی عمر خود شب هیچ نخفت. شبی گفتند: اگر دمی بیاسایی چه باشد؟ گفت: کسی را که بهشت از بالا میآرایند و دوزخ در زیر میتابند و او نداند که از اهل کدام است، چگونه خوابش آید؟
_ذکراحمدحرب، تذکره الاولیاء
ڪافونھ🇵🇸
_خدایا ممنونم ازت بخاطر این همه لاپوشونی و آن همه شتر دیدی ندیدی
+قربانت
حالا قیامت حساب میکنیم
انسانیت ملاک پیچیده ای ندارد
همینکه درمیان مردم زندگی کنیم
ولی هیچگاه به کسی زخم زبان نزنیم،
دروغ نگوییم، کلک نزنیم، دلی را نشکنیم،
سوء استفاده نکنیم و حقی را ناحق نکنیم یعنی انسانیم.
بدانید آنان که در زمان غیبت حجت خدا در دین خود ثابت مانده و به خاطر طول مدت غیبت منکرش نشوند، روز قیامت بامن هم درجه خواهند بود.
_کلامپدر
انا لا املک فی الدنیا الا عینیک و احزانی...
من دراین دنیا
جز چشم های تو و غم هایم
هیچ ندارم...
_نزارقبانی
میخواهم تورا چنان تنگ در آغوش بگیرم
که شب نیمی از رویایم را تو ببینی
نیمی را خودم...
بسیاری از آدمها را دیده ام
که میکوشند عقاید خود، باورهای خود، منش و روش خود را، به رفیق و همراه و همسفر خود تحمیل کنند و زمانی که به تمامی از عهدهی این کار بزرگ برآمدند، ازاین همسفر بیزار میشوند؛ چرا که سایهی کمرنگ و بیخاصیت خود را در همسفر خود هم میبینند.
_نادرابراهیمی