در نهایت؛ میرسم به خونه و رختخواب پهن میکنم و پتو رو میکشم روی سرم و توی خاطرات ِشبها و سحرهای نجف غرق میشم.. شبت بخیر ایحرمت شرح ِپریشانی ِمن.
#حضرتامیر به #أبيعبدلله میفرمود:
پسرم؛
هیچ گنهکاری را نا امید نکن، چه بسا شخصی،
یک عمر گناه میکند، اما فرجامش به نیکی ختم می شود!
و چه بسا شخصی که عمری عمل میکند، اما در پایان،
گرفتار فساد می شود! و رهسپار دوزخ میگردد..
* خواستم بگم پسراتون خیلی خوب
به حرفتون عمل کردن مولا :)!
وقتی خواستت رو از #أمالبنینۜ میخوای،
از هفت آسمون میگذره و میرسه بهت. خیلی جدی.
دلم واسه #امامرضا تنگ شده و نشستم شمردم، دیدم از آخرین حرمم یک هفتهی کاامل میگذره. نفرین دو سرا به سرماخوردگی
که منو ازت دور کرد، آه ثم آه. بطلب عزیز دلم.
پنجشنبهها میل عجیبی به استماع [ ذکر ِحُسین ]
با حزن صدای ستوده دارم، تا وقتی که شب پام برسه به هیئت
و روبهروی کتبیه مزین شده به اسمش بزنم به سینه و بگم:
" #حسینجان چقد اسم قشنگت گریه داره " و گریه کنم.
اگر #عیاشان و #خوشگذرانها بدانند که در معرفتِ الهی
چه مقدار شور و عشق و لذت هست، دست از همه
آن کارها برمیداشتند و به طرف معرفت الهی روی میآورند.
- کهکشاننیستی⁹..📚
بَچِّههِیئَتي
یه #شبجمعهی دور از کربلا دیگه ..(:¹²
یه #شبجمعهی دور از کربلا دیگه ..(:¹³
آقایاباعبداللهجان؛
دارم نیازها به در خانهاَت ولی
گریه برای تو نیاز مقدم است، عزیز دلم.