بَچِّههِیئَتي
-
یه جایی هم هست توی هیئت که نمیتونی حتّی بشینی، کمردرد؛ افقیت میکنه گوشهی روضهش، به لامپ خوشرنگِ قرمزش خیره میشی و دِلِتـه که آروم آروم ذبح میشه پایِ اسمِ حُسین.
بد بودم، خوب بودم به هیئتت اومدم؛(*من جز تو کسی ندارم.)
بد بودم، خوب بودم به دیدنم بیا حُسین.(*آقایی میکنی.)
بَچِّههِیئَتي
خورشید در پشت خورشید🫴🏻:
خوشا چشمی که (هروز) رخسار تو بیند*
هدایت شده از بَچِّههِیئَتي
بنظرم یکی از بزرگترین #موهبتهایی که هرکسی در زندگی میتونه داشته باشه، ملاقات و آشنایی
با استاد #خوب و #خوشذات و #حسابیه.
به سان چراغی که میتونه بخشی از مسیر هدفت رو برات بسازه.
اميدوارم خدا ازین استادا فراوان خلق کنه. آمین.
من خودم وقتی با گوشی خانومم میام ایتا و میبینم
توی کانالم چندتا پیام جدید گذاشتم انقد خوشحال
میشم که دوباره از اول پیامامو میخونم.
بعد شماها لفت میدین؟ واقعاََ نمیشود برایتان مُرد.
من واقعا عاشق تعابیر شیخاسماعیلم..
میگه: « میدونستید که -نمک- ابجدش "¹¹⁰" میشه؟
من، برداشتم اینه خدا میخواسته بگه خلقت،
بدونِ امیرالمؤمنین بینمکه، مزّه نداره..»
* آره والا. قطعا خلقت بدونِ امیرالمومنین بینمکه
و الحمدلله که من نمکگیرِ نونِ نجفم.
ردی که من تو زندگی همهی آدمها جا میذارم
اینه که وقتی اسمِ امامحسن میاد، یادم میوفتن.
این برام دوست داشتنیه. خیلی دوستداشتنی.
من قربونت برم ای سیدِ کریمها.